اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٩٤ - يادداشتهاى تفصيلى
دستهاند- دانسته يا ندانسته- .
دسته سوم كسانى هستند كه- براى عالم تغييرات ذاتى و جوهرى قائلند- و معتقدند كه در حقايق و ذوات اين عالم تغيير راه مىيابد- و واقعا ذاتى و جوهرى معدوم مىشود- و ذات و جوهر ديگر موجود مىشود- اين دسته نيز دو دستهاند يك دسته كسانى كه- اين تغيير جوهرى را به صورت كون و فساد تصور مىكنند- و دسته دوم كسانى كه اين تغيير ذاتى را- به نحو حركت و سيلان تصور مىكنند- .
از اينجا معلوم مىشود كه- اثبات حركت جوهرى بعد از قبول اصل تغيير و اختلاف- متوقف است اولا بر ابطال تغييرات بى ارتباط- و قول به اينكه كل حادث مسبوق به ماده و مده- و يك رابطه قطعى و غير قابل انكار- بين حوادث گذشته و حاضر و آينده بر قرار است- و ثانيا متوقف است بر ابطال نظريه دوم- و اثبات اينكه تغييرات جوهرى و ذاتى در اين عالم هست- و اين مطلب متوقف است بر اثبات صور نوعيه- و حدوث و فناء آنها و براى اثبات اين مطلب- و ابطال نظريه دوم كه در بالا ذكر شد لازم است كه- ما كوشش كنيم و ثابت كنيم كه تشكيلات جهان- تنها يك تشكيلات ماشينى و صنعتى نيست- و اساس كار عالم تنها بر اصول جامدات و فيزيك نيست- و حيات و نمو و حس و حركت- مبداى ماوراء مبادىء حركات فيزيكى دارد- و شايد بتوان حتى اثبات كرد كه- در جهان فيزيك نيز تغييرات جوهرى هست- .
و ثالثا متوقف است بر ابطال نظريه كون و فساد- .
حالا بايد ببينيم براى ابطال هر يك از سه نظريه كلى بالا-