اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٤٢ - توضيح مفهوم حركت عمومى
اكنون ما حركت عمومى را چگونه بايد توضيح دهيم چنانكه در مقاله ٥ اشاره رفت- و پس از اين نيز بيان خواهيم كرد- ما در جهان ماده نوعيتهاى جوهرى داريم كه- خواص و اعراض- جلوه و نمايشهائى از وجودات آنها مىباشند- .
و از سوى ديگر همين صورتهاى جوهرى- به گواهى حس و تجربه به همديگر قابل تبدل مىباشند- و در صدر اين مقاله نيز به ثبوت رسانيديم كه- اينگونه تبدل مستلزم گسترده شدن بساط امكان- و فعليت و بالاخره تحقق حركت مىباشد- جز اينكه حركتهاى ديگرى مانند حركتهاى مكانى- به شهادت حس در اين جهان داريم- .
نتيجهاى كه از اين چند مقدمه مىتوان گرفت اينست كه- موجودات جوهرى جهان طبيعت بى آنكه به حسب وجود شخصى- از همديگر جدا و گسسته بوده باشند- يك آميزش وجودى دارند كه- به واسطه او همگى يك واحد پهناورى را تشكيل مىدهند- كه بالذات متحرك است- و خواص و اعراض نيز كه از وجود آن بيرون نيستند- به طفيل و تبع وجود آن در تبدل بوده- و مانند يك قافله بزرگ پيوسته در راه تكامل- در جريان بوده به سوى مقصد نهائى خود روان مىباشد- .
از سخنان گذشته نتيجههاى زير را مىتوان گرفت- ١ در جوهر و ذوات انواع طبيعى حركت هست- .
٢ اعراض و خواص انواع خارجيه مانند نوعهاى عنصرى- و مركبات در عين حال كه ساكن ديده مىشوند- به تبع جوهرشان متحركند- .