اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٢٤ - توضيح مفهوم حركت عمومى
............. .
ماشينها از اتومبيل هواپيما- كارخانه ذوب آهن كارخانه اسلحه سازى و غيره- كه همه آنها مجموعهاى هستند از فلزات و غيره- ولى با ساختمانها و ترتيبهاى مختلف- اختلافات اين ساختمانها و يا اين ماشينها- تنها در ناحيه تاليف و ترتيب و شكل و هدفى است كه- از آنها منظور است هرگز احدى ادعا نكرده است كه- اين ساختمانها يا اين ماشينها از نظر ماهيت و ذات- و نوعيت با يكديگر متغايرند- .
موجوداتى كه ما آنها را ماهيات مختلف مىپنداريم- و اختلافات آنها را ذاتى و نوعى مىانگاريم- و آنها را به صورت انواع و اجناس مختلف- دستهبندى مىكنيم نيز بيش از اين نيست- مجموعهاى از ذرات مادى با يكديگر گرد آمده- و نظم و تشكيل مخصوصى يافتهاند و ما آنها را- با نامهاى جماد و نبات و حيوان و انسان مىناميم- اگر به اصطلاح در باره هر يك از اينها با ما هو سؤال شود- جواب اينست انبوهى از ذرات با فلان نظم و فلان مكانيسم- .
اين نظريه سابقه زيادى دارد- ذيمقراطيس و استادش لوسيبوس - كه اجسام را مركب از يك عده ذرات مىدانستند- و همچنين اپيكور كه در اين جهت پيرو ذيمقراطيس بود- نظرشان در باره موجودات از عنصر بسيط گرفته- تا مركبات عينا همين بوده است- ذيمقراطيس مىگويد- تنها چيزهائى كه صحت و حقيقت دارد ذرات است و خلا - بوعلى در طبيعيات شفا در مواضع مختلف به تناسبهاى مختلف- نظريه ذيمقراطيس را نقل كرده است- علماء امروز نيز با صراحت بيشترى- گفته او را در اين زمينه نقل كردهاند- يعنى نظريه ذيمقراطيس تنها متوجه اين جهت نيست كه- اجسام محسوسه آنچنانكه به نظر مىآيند- متصل و پيوسته نمىباشند- متوجه نفى اختلافات ماهوى و ذاتى اشياء نيز هست- علماء جديد از قرن نوزدهم به بعد- كه آتميسم را تاييد كردند- نظريه ذيمقراطيس را از هر دو جنبه تاييد نمودند- هم از اين جهت كه جسم محسوس مجموعهاى است از ذرات- و هم از اين جهت كه اختلافات اشياء سطحى است- و وابسته به نظم و تاليف و تركيب ذرات- .