اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١١٧ - خرده گيرى
............ .
يك عامل مخالف از حالت وسط- و متعادل به يك حالت انحرافى رانده مىشوند- ولى عكس العمل نشان مىدهند- و در جهت مخالف آن حالت انحرافى سير مىكنند- و از حد وسط گذشته به نقطه مقابل آن كه ضد آن است مىرسند- بار ديگر در جهت همان حالت انحرافى اولى- كه نيروى متضاد وارد كرده بود باز مىگردند- ولى پس از نوساناتى در حد وسط استقرار مىيابند- و البته در سطح بالاترى از آنچه قبلا بود- زيرا در جريان نوسانها نيروهاى ذاتى شىء- دائما در حال فعاليت بوده است- .
اين سير تثليثى از چهار عامل سرچشمه مىگيرد- ١-ميل طبيعى اشياء به تكامل و سير صعودى- ٢-خاصيت تضاد و برخورد با عوامل مخالف- ٣-قانون عمل و عكس العمل- ٤-تحريك نيروهاى داخلى- به واسطه برخورد با عوامل مخالف- .
يك مطلب ديگر هست كه نبايد ناگفته بماند- و آن اينكه مساله توليد ضد ضد خود را ممكن است- به شكلى باشد كه منجر به جريان تثليثى نشود- جريان تثليثى همان طورى كه گفته شد در موردى است كه- شىء تحت تاثير عامل مخالف خود از خارج قرار بگيرد- و ضربه و نيروئى بر او وارد شود- و او را در جهتى منحرف كند- آنگاه عكس العمل ايجاد شده وضع مقابلى پديد آيد- و در نهايت امر منجر به وضع مجامع گردد- .
ولى جريان ديگرى در طبيعت هست كه- هر چند كلى و عمومى و فلسفى نيست- ولى در موارد خاصى وجود دارد كه- اشياء اضداد خود را مىزايند و توليد مىنمايند- شايد تعبير قرآن كريم در اين باره رساترين تعبير باشد- يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهٰارِ وَ يُولِجُ النَّهٰارَ فِي اللَّيْلِ - و يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ - .
اين مطلب كه ضد مولد ضد خودش مىشود- البته نه به اين معنى كه اين قانون عمومى جهان است- و شامل همه اشياء است و يك جريان دائمى و لا ينقطع است- از قديم مورد توجه فرزانگان بوده است- مولوى رومى عالى گفته آنجا كه مىگويد-