اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١١٤ - خرده گيرى
دوم پديد شده و نيازى به مرتبه سوم نيست- و به حسب حس نيز مىيابيم كه- جوجه در يكى از مثالهائى كه خودشان ذكر كردهاند- خودش تكامل يافته تخم مرغ است- و تخم مرغ در تكامل خود نيازمند به آمدن مرغ نمىباشد- بلكه مرغ براى تخم كمالى است بالاى كمال- .(٣٥)و گويا اين دانشمندان پيش بينى اين محذور را نموده- و براى جلوگيرى از آن گفتهاند كه- همچنانكه اگر اثبات نقطه مبدا گرفته شد- دو پايه ديگر در دنبال خود مىآورد- اگر پايه دوم نيز اثبات گرفته شود- دو پايه ديگر در دنبال خود خواهد آورد- و در نتيجه نفى (٣٥)اين ايراد [١]متوجه اين جهت است كه- به فرض اينكه قبول كنيم كه جريان طبيعت- بر اساس مثلث تز آنتىتز سنتز است- تحقق تكامل وابسته به اين نيست كه هر سه مرحله طى شود- بلكه با تحقق مرحله دوم حقيقت تكامل صورت گرفته است- و مرحله سوم مرحله دوم تكامل است- اين ايراد مبتنى بر ايراد اول است كه- مرحله دوم نفى صرف نيست بلكه خود اثباتى است كه- اثبات اول را در بر دارد و بر آن افزوده شده است- و اگر بخواهيم به تعبير فلسفه خودمان مطلب را ادا كنيم- بايد بگوئيم هر مرتبه قبلى قوه مرتبه بعدى است- و هر مرحله بعدى فعليت مرحله قبلى است- و انتقال موجود از مرحله قوه به مرحله فعليت- عين تكامل است پس تكامل دو پايه بيشتر ندارد- و ماهيت آن دو پايه قوه و فعل است نه اثبات و نفى- اين ايراد نيز بر اساس اين است كه- شدن را جمع نقيضين بدانيم- نه بر آن جهت كه اشياء در داخل خود- از نيروهاى متضادى تشكيل شدهاند
[١] فرق اين ايراد با ايراد اول اينست كه ايراد اول مىگويد در مفهوم تكامل مفهومى زائد و جزئى زائد(سه ركن)اعتبار شده و حال آنكه تكامل دو ركن دارد .اين ايراد اينست كه لازمه اين سخن اينست كه مرحله اول در مرحله دوم بهرهاى از تكامل نداشته باشد .