فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٢٩ - رُؤياء صادِقَه
اما در آخرت مؤمنان را موعود است بحكم «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَةٌ إِلىٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ» و كافران را ممنوع بحكم «كَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ» مؤمنان حق را در دنيا به ديدۀ ايمان بينند و در آخرت بنظر عيان«انكم سترون ربكم يوم القيامة» كما ترون القمر ليلة البدر».
(از مصباح الهداية ص ٣٧،٣٩) بالجمله در اصطلاح صوفيان رؤيت حق لقاء اوست كه «مَنْ كٰانَ يَرْجُوا لِقٰاءَ اللّٰهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللّٰهِ لَآتٍ» .
رؤيت عيان در اين جهان متعذر است اما در آخرت مؤمنان را موعود است بحكم «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نٰاضِرَةٌ إِلىٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ» و كافران را ممنوع بحكم «كَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ» .
مؤمنان حق را در دنيا بديدۀ ايمان بينند و در آخرت بنظر عيان«لانكم سترون ربكم يوم القيمة كما ترون القمر ليلة البدر» (مصباح الهدايه ص ٣٧،٣٩ تاريخ تصوف ص ٦٤٦،لمع ص ٣٥٠) پير طريقت گفت:آن ديده كه او را ديد بديدن غير او كى پردازد؟آن جان كه با او صحبت يافت،با آب و خاك چند سازد؟خو كرده در حضرت مواصلت،مذلت حجاب چند برتابد،و الى بشهر خويش در غربت عمر چون بسر آرد؟ (از عده ج ٥ ص ٤٥٢) حضرت امير فرمودند
«لا اعبد ربا لم اره» بحث متكلمان اين است كه آيا خدا در روز قيامت ديده ميشود يا نه معتزله و جهم بن صفوان گويند خداوند در آخرت رؤيت نشود از عكرمه و حسن روايت شده است كه رؤيت خدا ممكن ميشود،مجسمه گويند خدا هم در دنيا و هم در آخرت رؤيت شود عدۀ ديگر مانند اهل سنت و مرجئه و ضرار بن عمرو كه از جملۀ معتزله است گويد خدا در آخرت رؤيت شود و در دنيا رؤيت نمىشود البته مطابق موازين و اصول فلسفى و روايات و آيات خدا قابل رؤيت نبود و آيات و روايات متشابهى كه مفهم و موهم اين معنى بود تأويل شده است.
(رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ج ٣ ص ٢)
رُؤياء صادِقَه
-(اصطلاح عرفانى) يعنى خوابهائى كه درست و مطابق با واقع است و بالجمله آنچه انسان در خواب بيند اگر مطابق با واقع باشد رؤياى صادقانه گويند.
كاشانى گويد نفس در اثر اتصال بنفوس فلكى نقوشى در وى مرتسم ميگردد و به حوادث آينده علم پيدا ميكند و اين معنى هم در عالم خواب دست ميدهد و هم در بيدارى،آنچه در خواب باشد رؤياى صادقانه و آنچه بين نوم و يقظه دست دهد خلسه گويند و نيز اين نقوش اگر در عالم خواب منقش گردد اگر معلول امور مزاجى و مادى باشد نه بواسطۀ اقتباس از مبادى عاليه آن را اضغاث احلام نامند و آنچه از مبادى عاليه باشد كشف و شهود گويند، و روايت است كه
«اول ما بدء به رسول الله من الوحى الرؤيا الصادقة» و اين رؤيا جزئى از نبوت است كه در مورد حضرت ابراهيم فرمودند «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيٰا» (از مصباح الهدايه ص ٩٢-١٦١ كشاف ص ٥٩٧).