فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٨٤٨ - دريا
(عده ج ٥ ص ٣١٧).
دُرّۀ بَيضاء
-(اصطلاح عرفانى)عقل اول را درة البيضاء هم ناميدهاند،چنانكه روح القدس و عرش مجيد و لوح قضا و ام الكتاب و قلم اعلى و روح اعظم و ظل اول و عقاب هم ناميدهاند.
(تاريخ تصوف ٦٤٥).
شاه نعمت الله گويد:
روشن است از نور رويش ديدۀ بيناى ما
درۀ بيضا بود غواص اين درياى ما
جملۀ عالم وجودى يافته از وجود او
خوش بود اين خلقت او دست بر بالاى ما
گر دواى درد خواهى درين دريانشين
تابعين ما نصيبى يابى از درياى ما
دَرويش
-(اصطلاح عرفانى)فقير و بىچيز و كسى كه فقر را برگزيده است، كسى كه از دنيا و متاع آن و مقامات و مناصب آن روى كرده باشد.
نسفى گويد:اى درويش درويشى اختيار كن كه عاقلترين آدميان درويشانند كه باختيار خود درويشى كنند و از سر دانش نامرادى برگزيدهاند از جهت آنكه در زير هر مرادى نامرادى نهفته است و بلكه مرد عاقل از براى يك مراد صد نامرادى تحمل نكند.
(از انسان كامل نسفى ص ٣٥)
دُرِّ سُخَن
-(اصطلاح عرفانى)در سخن بضم دال مكاشفات را گويند و اسرار و اشارات الهى را گويند.
دَرُون
-درون عالم ملكوت را گويند.
دَرهاى بِهشت
-(اصطلاح عرفانى و كلامى)در روايات آمده است كه بهشت را هشت در بود و دوزخ را هفت در.نسفى گويد:
اقوال و افعال پسنديده درهاى بهشت بود و اقوال و افعال ناپسند درهاى دوزخ و گويد مشاعر آدمى هشت است پنج حس ظاهر باضافه خيال و وهم و عقل.و هرگاه عقل با اين هفت همراه نباشد و اين هفت بىفرمان عقل كار كنند هر هفت درهاى دوزخ بودند و چون عقل پيدا آيد و بر اين هفت حاكم شود و اين هفت بفرمان عقل كار كنند هر هشت درهاى بهشت شوند پس جمله آدميان را اول گذر بر دوزخ خواهد بود و آن گاه به بهشت رسند.بعضى در دوزخ بمانند و بعضى بگذرند و به بهشت رسند كه فرمود «إِنْ مِنْكُمْ إِلاّٰ وٰارِدُهٰا» .
(رجوع شود به انسان كامل ص ٢٩٦)
دِرهَم
-(اصطلاح فقهى)نام است است مر نقرۀ مدور مسكوك را و مشهور اين است كه در زمان خلافت عمر به نقره سكه زده شد و قبل از آن شبيه هستۀ خرما بوده است.(از كشاف ج ١ ص ٥٤٩).
دريا
-(اصطلاح عرفانى)دريا يعنى هستى،وجود را دريا گويند و گاهى به هستى مضاف گردانند و گويند درياى هستى چنانكه«نطق»را ساحل و كنارۀ دريا و حروف و الفاظ را صدا نامند.
(از شرح گلشن راز ص ٤٥١٥).
شاه نعمت الله گويد:
بيا با مادر اين دريا بسر بر
از اينجا دامنى خوش پر گهر بر
ز ما بشنو حبابى پر كن از آب
حباب از آب و در وى آب درياب؟