فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٨٨ - عَقلِ بِالفِعل
مرتبت عقل بالقوة و ايصال آن به مرتبت بالفعل و بالمستفاد عقل فعال است و گويد:عقل فعال بر نفوس بشرى تابش و آن را تربيت كرده و از قوت بفعل آرد.
(شفا ج ١ ص ٣٥٦-٣٦٠- رسائل الكندى ص ٢٦٠،٣٢٧).
اخوان الصفا گويند.مراتب نفوس سه است يكى مرتبت نفس انسانيت و ديگر مرتبت ما فوق نفس انسانيت و سه ديگر مرتبت دون نفس انسانيت.
مرتبت دون نفس انسانيت را هفت مرتبت است و مرتبت فوق نفس انسانيت را نيز هفت مرتبت است و آنچه از اين مراتب معلوم است پنج مرتبت است كه دو مرتبت آن فوق مرتبت نفس انسانيت است و آن رتبۀ ملكيه و قدسيه است، رتبت ملكيه همان رتبت حكميه است و رتبت قدسيه عبارت از مرتبت نبوت است و دو رتبت دون نفس انسانى مرتبت نفس نباتى و حيوانى است.
بعضى از قوا و اخلاق مربوط و متعلق به نفس نباتى شهوى است و بعضى مربوط به نفس حيوانى است و بعضى منسوب به نفس انسانيۀ ناطقه است و بعضى منسوب به نفس عاقلۀ حكميه است و بعضى متعلق به نفوس قدسيه ملكيه است.
نفس كليه كه نفس عالم است مؤيد نفوس بسيطۀ است در اين عالم سفلى و عقل كل مؤيد نفس كلى است و بارى تعالى مؤيد عقل كلى است و مبدع تمام آنها است بدين ترتيب هر يك از مراتب عقول مؤيد ما دون خود ميباشد تا برسد به عقل فعال كه مؤيد عقول جزئيه انسانيه است.
(رجوع شود به اخوان ج ٣ ص ٢٢٧).
عقل اول جوهر بسيط روحانى است كه محيط باشياء است كه فرمود
«اول ما خلق الله العقل» و نفس كليه جوهر روحانى است كه از عقل اول صادر شده و فيض عقل اول است و تمام صور موجودات و اشكال در صفحه نفس كلى هست.
ابن رشد گويد در عالم كون مادهايست و عقلى و عقل بر دو نوع است يك نوع فاعل عام و نوع ديگر منفعل.عقل فاعل عام جوهرى است منفصل از انسان و قابل فنا و امتزاج بماده نيست بلكه بمنزلۀ آفتابى است كه تمام عقول از آن كسب نور ميكنند عقل.منفعل عبارت است از عقل انسانى كه از عقل عام مدد ميگيرد و از آن جهت كه مستمد از عقل فاعل است دائما خواهان اتصال به عقل فعال است.
نفس صورت انسان است و عقل صورت و قوت نفس است وى گويد عقل منفعل را مراتب و مراحلى است و آن را قواى مختلف است.
عقل بالملكه عقل فعال عام را دريابد بدون عكس زيرا هر گاه عقل فعال عقل بالملكه را دريابد در معرض حوادث و تغييرات قرار ميگيرد در حال كه عقل فعال ابدى بوده و در معرض حوادث و تغييرات نمىباشد پس عقل انسانى امرى است كه عقل فعال را در ميابد يعنى خود را بدان ميرساند و با آن متحد ميشود و آن نهايت درجۀ كمال عقل انسان است و بازگشت آن به سه قوت است ١-قوت