فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٨٢٤ - خِيار
ايمان بدون آن دو باقى و پايدار نيست و چون بنده از غير از خدا بترسد و بخدا اميد دارد خدا خوف او را امن دارد و لكن با اين همه از خدا محجوب ماند باين معنى كه چون از نفس و شيطان و دوزخ بترسد باز هم بخدا اميد دارد كه او را از شر اين مخوفات ايمن دارد.
انصارى در ذيل آيۀ «وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخٰافُونَ» گويد:خوف در اين آيت بمعنى علم است و ترسنده به حقيقت اوست كه علم ترس داند،ترس بىعلم ترس خارجيانست، و علم بىترس علم زنديقانست و ترس با علم صفت مؤمنان و صديقانست،اين است صفت درويشان صحابه،و اصحاب صفه را هم ترس بود ايشان را هم علم.هم اخلاق بود ايشان را و هم صدق،ظاهرى شوريده و باطنى آسوده،قلادۀ معيشت و نعمت گسسته و راز ولى نعمت بدل ايشان پيوسته، چشمهاشان چون ابر بهارى و رويها چون ماه تابان،همه در آن صفه صف كشيده و نور دل ايشان بر هفت طبقۀ آسمان پيوسته زهى دولت و كرامت،زهى مرتبت و منقبت پير طريقت گفت:در باديۀ ميشدم درويشى را ديدم كه از گرسنگى و تشنگى چون خيالى گشته؟و آن شخص وى از رنج و بلاء بخلالى باز آمده و سر تا پاى وى خونابه گرفته،درين بودم كه ناگاه از سر وجد خويش برخاست و خود را بر زمين مىزد مىگفت:
من پاى برون نهادم اكنون ز ميان
جان داند با تو و تو دانى با جان
در كوى تو گر كشته شوم باكى نيست
كو دامن عشقى كه برو چاكى نيست
(از عده ج ٥ ص ٣٦٩) و گفتهاند«الخوف سوط الله فى الارض يقوم به انفسنا قد تعودت سوء الادب» (از طبقات ص ٣٢٥) ابراهيم شيبانى گويد«ان الخوف اذا سكن فى القلب،احرق مواضع فيه و طرد عنه رغبة الدنيا و بعده عنها».
(از طبقات ص ٤٥٤) در كشاف است كه خوف حياء از معاصى و مناهى و تألم از آنها است.
(شرح تعرف ص ١٣-شرح منازل ص ٢٣-كشاف ص ٤٤٤).
و بعضى گويند كه خوف توقع حلول مكروه يا فوت محبوبست.
خُون حدث
-(اصطلاح فقهى)و «دماء ثلث»حيض،نفاس و استحاضه را گويند:
(شرح لمعه ج ١ ص ١٢).
خِيار
-(اصطلاح فقهى)و اسم مصدر است از اختيار،در كلمات فقهاء نقل بغلبه شده است كه تملك فسخ عقد باشد و بالجمله در بيع و معاملات ديگر طلب خير يكى از دو امر باشد فسخ و امضاء يا اختيار يكى از دو امر باشد كه عاقد مخير باشد بين فسخ و امضاء و اصل در عقد بيع لزوم است و لكن از جهت حكمت و مصالح بندگان از اين اصل در مواردى عدول شده است و آن موارد را موارد خيارات گويند.
و هو اربعة عشر قسما الاول الخيار المجلس و هو مختص بالبيع بانواعه و تثبت للمتبائعين ما لم يفترقا و لا يزول بالحائل و لا بمفارقة