فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٧١ - ساتِر
س
س
-(اصطلاح ادبى)حرف سين بطور مفرد در زبان عرب مخصوص مضارع است و آن را ويژه استقبال كند و بمنزلۀ جزء آن قرار گيرد مانند «ستجدون- سَيَقُولُ السُّفَهٰاءُ » (از مغنى ص ٧٢)
سائِل
-(اصطلاح عرفانى)يعنى سئوالكننده و كسى را كه گدائى ميكند سائل گويند و در اصطلاح كسى كه طلب هدايت كند و آنچه را ميخواهد از خدا بخواهد سائل گويند.
سائل آن باشد كه جسم او گداخت
قانع آن باشد كه مال خويش باخت
سائِمَة
-(اصطلاح فقهى)و اطلاق بر گاو و گوسفند و اسب و شتر شود كه خود به چرند و از بيابان علف خورند كه در اكثر روزهاى سال اگر سائمه باشد با شرائط نصاب،زكاة بر آنها واجب باشد.
(از كشاف ج ١ ص ٧٧١).
سابق
-(اصطلاح حديث و عرفان) و يكى از روات مشترك در روايت را گويند كه يكى از آنها روايت كند از شيخى كه مرگ او قبل از راوى ديگر است در عرفان سابقه عبارت از عنايت ازليه است كه در قرآن بدان اشاره شده است «وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ» (كشاف ص ٦٧٧).
سابِقينَ السّابِقين
-(اصطلاح عرفانى) سابقين سابقين عبارت از قلوب طاهرهاند كه بواسطۀ رياضت و تقوى و علم و حكمت مستنير و مستضىء گشتهاند.
اين اصطلاح مأخوذ از قرآن كريم است كه فرمودند وَ السّٰابِقُونَ السّٰابِقُونَ أُولٰئِكَ الْمُقَرَّبُونَ و إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنىٰ
ساتِر
-(اصطلاح عرفانى)ساتر عبارت از صور كونيه و مظاهر اسمائيه