فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٩٤ - سِرُّ الحَقيقَة
كه در عهد ازل كه بنياد دوستى مىنهادند ارواح درويشان در مجلس انس بر بساط انبساط يك جرعه شراب يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ نوش كردند،مقربان ملا اعلا جرعۀ نوشيدند.
گفتند،عالى همت قومى كه ازين شراب (از عده ج ١ ص ٧٦٣)
سُرادِقاتِ أعلى
سُرادِقاتِ جَلال-(اصطلاحات فلسفى) سُرادِقاتِ قُدرَت سُرادِقاتِ نُوريّه سرادق بمعنى خيمه و بارگاه و پوششى است كه بالاى صحن خانه كشيده ميشود و بمعناى غبار و دخان مرتفع است كه محيط به چيزى باشد و جمع آن سرادقات است و بالجمله بارگاه احديت را سرادقات اعلى و سرادقات نوريه و سرادقات قدرت گويند كه انوار الهى و صقع ربوبى است و سرادقات جلال هم ميگويند و حجب كبريائى و واسطه در فيض حقاند.
(اسفار ج ٣ ص ١٦٥-ش ص ٢٤٧- مجموعه دوم مصنفات ص ٢٥١)
سُرادِقُ القُدس
-(اصطلاح فلسفى) منظور شيخ اشراق عقل و عقول مقدسهاند و در نزد صوفيان نيز بدين معنى است چنانكه سرادقات نوريه هم بدين معنى است (از تلويحات ص ٩٣)
سَراىِ تَجريد
-(اصطلاح عرفانى) جهان مجردات است.
(از تفسير حدائق ص ٧٩١)
سَراچِۀ خاك
-جهان سفلى مادى.
سَرار
-(اصطلاح عرفانى)سرار عبارت از محاق سالك است در حق در موقع وصول تام.
(اصطلاحات خطى)
سِرِّ تَجَليَّات
-(اصطلاح ذوقى)سر تجليات شهود هر چيزى را در هر چيزى سر تجليات نامند.
شاه نعمت الله ولى گويد:
اى يكى در هر يكى پيدا نگر
يك نظر در چشم مست ما نگر
لاهيجى گويد و اشتمال هر تجلى مر جميع تجليات را در اصطلاح سر التجليات ميگويند.
(از شرح گلشن ص ٥٩٢-اصطلاحات شاه نعمت اللّه ص ٢٦) در كشاف است كه:سر التليات عبارت از شهود هر چيزى در هر چيزى است و آن بانكشاف تجلى اول است براى دل كه در نتيجه مشاهده كند احديت جمعيه را در ميان تمام اسماء از جهت اتصاف هر اسمى بجميع اسماء از جهت اتحاد آنها با لذات با احديت و امتياز آنها به تعيناتى كه ظاهر ميشود در اكوان.
به تعيناتى كه ظاهر ميشود در اكوان.
(از كشاف ص ٦٥٥-اصطلاحات شاه ص ٣٦٠)
سِرُّ الحال
-(اصطلاح ذوقى)آنچه شناخته شود از مراد خداى متعال در آن حال سر الحال گويند.
(از كشاف ص ٦٥٥-اصطلاحات شاه نعمت اله ص ٣٦٠) از كشاف ص ٦٥٥-اصطلاحات شاه نعمت اله ص ٣٦٠).
شاه نعمت اله گويد:
گر بدانى مراد حق در حال
سر حالت عيان شود در حال
سِرُّ الحَقيقَة
-(اصطلاح ذوقى)سر