فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٢٧ - صُورَتِ ماهيَّت
هيأت خاصه اجسام ست و بعبارت ديگر ابعاد و الوان است.
(از اسفار ج ١ ص ٢٠٧)و رجوع بصورت شود
صُوَرِ صَناعى
-(اصطلاح فلسفى) صورت صناعى در مقابل صورت طبيعى است.
ناصر خسرو گويد:اما صورتهاى صناعى چون صورت شمشير و صورت انگشترى است كه اندر آهن و سيم بصنعت مردم آمده است.
(از زاد المسافرين ص ٣٢-تفسير ص ١٥٩٦)
صُورة الصُّوَر
-(اصطلاح فلسفى) مراد از صورة الصور ذات حق است باصطلاح ارسطو.(از اسفار ج ٣ ص ١٢٤)
صُورَتِ طَبيعى
-(اصطلاح فلسفى) صورت طبيعى در مقابل صورت تعليمى است و آن صورتى است كه بصنعت مردم نباشد و گاه از صورت طبيعى صورت نوعيه را ميخواهند.
(از اسفار ج ٢ ص ١٤٩،١٥٥- شفا ج ٢ ص ٤٥٤-ج ١ ص ٢٠٩- تفسير ص ١٤٨٣)
صُورَتِ عامّه
-(اصطلاح فلسفى) مراد از صورت عامه صور جسميه است رجوع بصورت شود.
صُورَتِ عِلميَّه نوريه
-(اصطلاح فلسفى)مراد صور ذهنى علمى اشياء است.
(از مجموعه دوم مصنفات ص ٢٠٤)
صُورَتِ عَقلِ اوَّل
-(اصطلاح ذوقى) و منظور نبى است كه فرمودهاند ان الله خلق آدم على صورته يعنى على صورة آدم.عقل اول اول موجودات است و آدم مخلوقات است و آدم خاكى اول آدميان و آدم فرزندان است اين آدم را بر صورت آن آدم آفريد:چون آن آدم گويا است و اين آدم هم گويا است آن معلم است و اين هم معلم است.آن خليفه است و اين هم خليفه است.پس نه تنها آدم صورت عقل اول است بلكه تمام انبياء صورت عقل اولند و از اين جهت است كه فرمود اول ما خلق الله روحى و اول ما خلق الله نورى.
(از انسان ص ٤٠١-٤٠٢)
صُورَتِ عَقليَّه
-(اصطلاح فلسفى) مراد از صور عقليه موجودات عقلى و ذهنىاند كه صور علمى هم گويند.
(از شفا ج ١ ص ٢٦٠)و رجوع بصورت شود.
صُورَتِ عَقليَّه إلهيَّه
-(اصطلاح فلسفى)گاه از اين اصطلاح صور علميه حق را اراده كنند و گاه عقول را و گاه مثل افلاطونى را اراده كنند كه صور معقوله و صور عقليه هم گويند.
صُوَرِ عِلميَّه
-(اصطلاح فلسفى) مراد صور ذهنيهاند و گاه مراد صور علميه الهيه است كه همان مثل نوريه افلاطونيه باشد.
رجوع بصورت شود.
صُورَتِ فَصليَّه
-(اصطلاح فلسفى) مراد فصل است رجوع بصورت شود.
صُورَتِ كَماليَّه
-(اصطلاح فلسفى) هر صورتى كمال شىء است و گاه مراد از اين اصطلاح نفس است.
(اسفار ج ٢ ص ١٦٢)
صُورَتِ ماهيَّت
-(اصطلاح فلسفى) بنا بر قول اصالت وجوديان وجود صورت