فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٨٧٤ - دين
ما ترك مقامات كرامات گرفتيم
حافظ گويد:
در دير مغان آمد يارم قدحى در دست
مست از مى و ميخواران از نرگس مستش مست
در نعل سمند او،شكل مه من پيدا
وز قد بلند او بالاى صنوبر پست
شمع دل دمسازان بنشست چو او برخاست
و افغان ز نظر بازان برخاست چو او بنشست
دَيصانيَّه
-(اصطلاح كلامى)يكى از فرق مذهبى قديم است اينان و فرقه مزقونيه و منانيه قائل به ازليت طبايع اربعهاند در حال بساطت يعنى گويند طبايع چهارگانه قديم است و از امتزاج آنها جهان پديد آمده است البته منانيه هم مانند مجوسان قائل بدو اصل نور و ظلمتاند و گويند نور و ظلمت زندهاند و هر دو نامتناهى هستند بعضى گفتهاند ديصان شاگرد مانى بوده است ابن خرم گويد:
ديصان قديمتر از مانى است و گويد مانى راهبى بود به حران و دينى بوجود آورد كه بر اساس آن دين كشته شد يعنى ملك بهرام بن بهرام وى را بقتل رساند.
وى معتقد بود كه بايد نسل بشر منقطع شود و بدين جهت قائل به تحريم نكاح شد اينان بجز عيسى پيامبر ديگرى را قبول نداشتند و البته نبوت زرتشت را نيز پذيرفتند.
(رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ص ٣٦،ج ١) شهرستانى گويد:
اينان معتقد بدو اصل بودند يكى نور و ديگر ظلمت نور منشأ خير است و ظلمت منشأ شر و بدى و گمان كردهاند كه نور زنده است و عالم و قادر و حساس و مدرك بود و ظلمت مرده و نادان و عاجز و جماد بود.
نور جنس واحد بود و ظلمت نيز جنس واحد است اينان تمام خصوصياتى كه براى نفس شمرده شده است براى نور قائلند.
و گمان كردهاند كه رنگ همان طعم و رايحه بود و عقايدى ديگر بدانها نسبت كنند بسيارى از عقايد كه بدانها نسبت دادهاند در فلسفه شيخ شهاب الدين آمده است شهرستانى گويد مانويه بسيارى از عقايد خود را از ديصانيه گرفتهاند انسان را فاصلۀ بين نور و ظلمت دانند،نه نور محض بود و نه ظلمت بحت و آن را معدل ناميدهاند.
(رجوع شود به شهرستانى ضميمه ابن حزم ص ٨٩ ٩١).
دَيمُومَت
-(اصطلاح فلسفى)ديمومت آنست كه دايمى چيز دايم بدو است مانند ازلى و دايمى از ازلى بمرتبت افزونتر است و ديمومت بمعنى دهر است.
(از جامع الحكمتين ص ١٨٩)
دين
-(اصطلاح كلامى)در لغت جزاء، پاداش،روز قيامت،راستى،سياست،رأى، سيرت،عادت،حساب،قهر،قضا،حكم، طاعت باشد و تصديق بقلب و انقياد بجوارح باشد و پاى بند بودن باصول وحى باشد رجوع شود به(موافقات ج ٣ ص ٢٧- كشاف ج ١ ص ٥٥٢) اين كلمه در قرآن مجيد مكرر آمده است:
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ ، وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّٰهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرٰاهِيمَ حَنِيفاً و آياتى ديگر،در حديث آمده