فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٩٩ - سَعادَت
چگونگى سعادت و شقاوت حسى كه واصل بافراد مردم است و اخبار و روايات ناطق به آنست گويد:كليۀ نفوس بعد از مفارقت از بدن باقى ميمانند و نفوسى كه جاهل به جهل بسيطاند بعد از تلاشى بدن از جهت علاقۀ كه بماديات و لذائذ مادى دارند علقۀ خود را از ملذات قطع نكرده و از اين جهت سعادت حسى نصيب آنها ميشود و نفوسى كه گناهكارند امورى را ادراك ميكنند كه در دنيا بدانها علاقه داشتهاند و اكنون مولماند و شقاوت آنها همين است و بالجمله نفوس كامله بعد از تلاشى بدن از مقتضيات حواس رو گردانند و به عقل فعال و ساير روحانيات محضه متصل شوند و از منبع كل كسب فيض كنند و سعادت آنها همين است زيرا نائل به مطلوب حقيقى خود شدهاند كه همان كمال باشد و نفوس متوسطه كه كلا نتوانند خود را از علائق مادى رهائى بخشند و از وصول كامل به عقليات صرفه محروم گرديدهاند سعادت آنها نيز عبارت از امورى است كه بدان متوجه بودهاند كه مناسب با ملكات نفسانى آنها است و نفوس خسيسه و رديه كه متوغل در شهوات و ماديات بوده بطور كلى از درك حقايق محرومند و شقىاند رجوع شود به حشر(از مبدأ و معاد ص ٢٦٢،٢٦٩-٢٧٠) اخوان الصفا گويند:سعادت بر دو نوع است سعادت دنيوى و سعادت اخروى سعادت دنيوى عبارت از اين است كه هر موجودى باقى بماند بر طولانى ترين زمان ممكن بر بهترين حالات ممكن و تمامترين نتائج و سعادت اخروى آنكه هر نفسى باقى بماند تا ابد الآبدين بر بهترين حالات خود.
(اخوان ج ١ ص ٢٤٦) خواجه طوسى گويد:عدۀ حكما سعادت را راجع با نفس نهادهاند و بدن را در آن خطى و نصيبى نشمردهاند.
(از اخلاق ناصرى ص ٤٩) ابن رشد گويد:«السعادة للناس بما هم ناس انما هو اتصالهم بالعقل الذى تبين فى كتاب النفس انه مبدأ محرك و فاعل لنا».
(تفسير ص ٢٣٥) «السعادة القصوى و هو النظر الى العقل المفارق».
(تفسير ص ١٢٣٠) فارابى گويد هنگامى كه انسان بمرتبت كمال عقلانى رسيد و به عقل فعال اتصال يافت بمرتبت كمال سعادت خود رسيده است و آخرين مرحلۀ سير عقلانى انسانى نيل بدين مرتبت است.
شيخ اشراق در باب سعادت و شقاوت بيانى دارد كه مربوط به سعادت و شقاوت روحانى است و مىگويد:
و نيك بختانى كه در دانش و عمل ميانهاند و زاهدانى كه پاك و منزهند چون از كالبدهاى جسمانى رها شوند به عالم مثل معلقه روند و آن مثل معلقۀ كه مظهر آن پارۀ از برازخ علويه بود و نفوس آنان را اين قدرت بود كه خود مثل معلقۀ روحانيه را بيافرينند و آنها را بر اين امر قوت و نيرويى بود پس آنچه را كه خواهند و مايل بودند از انواع خوراكيهاى لذيذ و صورتهاى زيبا و سماع و سرود نيكو و جز آن براى خود حاضر گردانند و اين صورتها كاملتر بود از آنچه در عالم ما بود زيرا مظاهر