فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٤٤ - قُوَّتِ قُدسيَّه
حفظ و بررسى قرار ميدهد.
ابن سينا پس از بيان اينكه انسان را نفسى است مجرد كه منشأ درك و ادراكات است و فرمانده كل قواى باطنى و ظاهرى است گويد ادراكات بر چهار نوعاند.
احساس.تخيل،توهم و تعقل اين تقسيم كلى است براى ادراك و گويد:احساس عبارت از ادراك حالات و اوصاف موجود در ماده است مادۀ كه حاضر نزد مدرك است از نوع حالات مكانى،زمانى،وضع،كيف، كم و جز آنها.
و بالاخره آنچه مرتبط به محسوسات به حواس ظاهرى است كه بيان شد.تخيل عبارت از ادراك همان حالات اشياء است و لكن هم در حالت حضور اشياء صاحب حالات و اوصاف و هم در حالت غيبت آنها.
و توهم ادراك معانى غير محسوسه است از قبيل كيفيات و اضافات مخصوص به اشياء جزئى.و تعقل ادراك شىء است بدون توجه بحضور ماده و يا عدم حضور آن.
(رجوع شود به اشارات ج ٢ ص ٢٣٠، ٢٣٧) صدرا گويد منظور از:
مشكات روزن است و مصباح قنديل:
بعضى گفتهاند مشكات قصبۀ قنديل است و مصباح شعلۀ چراغ بر سر قصبه.
بعضى گفتهاند مشكات زنجير است كه قنديل از آن بياويخته و مصباح قنديل است.
بعضى گفتهاند مشكات قنديل است و مصباح روشنائى كه ميدهد از چراغ افروخته كَمِشْكٰاةٍ فِيهٰا مِصْبٰاحٌ يعنى كمصباح فى مشكاة «الْمِصْبٰاحُ فِي زُجٰاجَةٍ» .
و زجاجه را از آن روى ياد كرد كه نور وضوء نار در آينه روشنتر از هر چيزى ديگر بود سپس زجاجه را توصيف كرده گويد زجاجه بمانند ستارۀ درخشان بود.
درى يعنى درخشنده يا طلوعكننده گفته شده است كه كواكب درى عبارتاند از زحل،مريخ،مشترى،زهره،و عطارد يُوقَدُ مِنْ... يعنى مصباح بر افروخته ميشود از شجره يعنى از روغن شجرۀ كه مضاف حذف شده است يعنى دهن الشجرة.
زيتونه بدل از شجره است.مباركه وصف آنست على الظاهر زيرا درخت زيتونه را بركت و سود بسيار است كه در خوردن و روشنائى و بسيارى از امور زندگى و صحت بدن بكار آيد،خورشت است،ميوه است و گويند نخستين درختى كه بعد از طوفان نوح بيامد آن بود و رستنگاه آن سرزمين مقدس و منازل انبياء و اولياء بود و گويند هفتاد پيامبر بآن بركت جستند.
لاٰ شَرْقِيَّةٍ وَ لاٰ غَرْبِيَّةٍ ابن عباس گويد معنى آن اين است كه اين درخت طورى است كه در طول روز از آفتاب اشراق گيرد و هييچگاه در طول روز از نور آفتاب پوشيده نبود كه نه تنها هنگام طلوع آفتاب نور گيرد و نه تنها هنگام غروب آفتاب،هم شرقى است و هم غربى و بنا بر اين زيت او اجود و بهترين زيت است(يعنى مانند شده است بدرختى كه اين چنين باشد و حائل و مانعى از تابش آفتاب در طول روز نداشته باشد).
بعضى گويند يعنى درخت زيتونۀ شام كه نه در مشرق است و نه در مغرب و بلكه در وسط است.
بعضى گويند يعنى از نوع زيتونههاى دنيا نيست كه شرقى و غربى است و بلكه