فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٠٨ - الضِّراريَّة
حرف قرآن را مدان كه ظاهر است
زير ظاهر باطنى هم قاهر است
زير آن باطن يكى بطن دگر
خيره گردد اندرو فكر و نظر
زير آن باطن يكى بطن سوم
كه درو گردد خردها جمله گم
تو ز قرآن اى پسر ظاهر مبين
ديو آدم را نبيند غير طين
ظاهر قرآن چو شخص آدمى است.
گفته شده است ظاهر عبارت از امرى است كه دلالت كند بر معنى به نحو دلالت ظنى راجح با وجود احتمال غير آن،مانند آن الفاظى كه آنها را معنى حقيقى باشد در موقعيكه بدون قرينه استعمال شوند بنحو مجاز چه آنكه مجاز لغوى باشد يا شرعى يا جز آنها و از اين قبيل است مجازى كه مقترن بقرينه واضحه باشد لكن مأول باشد و در اصطلاح لفظى است كه محمول بر معناى مرجوح آن شود بقرينۀ كه مقتضى آن باشد،قرينۀ عقليه باشد مانند «يَدُ اللّٰهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» و «مَنْ يُضْلِلِ اللّٰهُ فَلاٰ هٰادِيَ لَهُ» و «يُضِلُّ مَنْ يَشٰاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ» كه مأول ميباشند و يا لفظى است مثل حمل آيۀ صدقه بر بيان مصرف،نه استحقاق و ملك بقرينه آيه قبل «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقٰاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهٰا رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهٰا إِذٰا هُمْ يَسْخَطُونَ» و بالجمله ممكن است مجازات را كلا از باب مؤول دانست به نسبت به لفظ با قطع نظر از قرينه در هر حال كلمۀ«يد» در آيه مجازيست و ظهور در معنى خود دارد در نزد عرب و محمول بر خلاف ظاهر خود ميباشد كه قدرت باشد و ممكن است گفته شود كه همه مجملاتى كه آنها را ظاهرى است و بيان آنها از وقت خطاب مؤخر شده است مؤولات باشند و همين طور عمومات مخصصه در اينجا بحث مفصل است.
و بالجمله اين اصطلاح ادبى و اصولى است و در اصول آنچه در معنى ظهور داشته باشد و راجح باشد يعنى مراد از لفظ آشكار باشد به نص لفظ و اعم از نص است«الظاهر ما دل على معنى دلالة ظنية،راجحة.مع احتمال غيره»مانند الفاظى كه داراى معانى حقيقى باشند و بدون قرينه استعمال شوند اعم از حقيقت لغوى يا شرعى و يا استعمال مجاز بقرينۀ واضحه (از قوانين ص ٣٤٥).
در اصطلاح اهل حديث هر روايتى است كه بدلالت ظنى راجح دال بر معنائى باشد و تحمل معناى ديگر هم كند.
(از كشاف ص ٧٧٣ درايه ص ٥٧) الظاهر ما دل على معنى دلالة ظنية راجحة مع احتمال غيره كالألفاظ التى لها معان حقيقة اذا استعملت بلا قرينة تجوزا سواء كانت لغوية او شرعية او غير هما و منه المجاز المقترن بالقرينة الواضحة.
(از قوانين ج ١ ص ٣٤٥)
ظاهِرُ العِلم
-(اصطلاح عرفانى)ظاهر علم در اصطلاح صوفيان عبارت است از اعيان ممكنات (از دستور العلماء ج ٢ ص ٢٨٦).
ظاهِرُ الوُجود
-(اصطلاح عرفانى) ظاهر وجود عبارت از تجليات اسماء است (كشاف ص ٩٣٠).
ظاهِرُ المُمكِنات
-(اصطلاح عرفانى) ظاهر الممكنات عبارت از تجلى حق است بصور اعيان و صفات او كه بنام وجود الهى خوانده ميشود و گاه ظاهر الوجود بر آن اطلاق ميشود
الضِّراريَّة
-(اصطلاح كلامى).
پيروان ضرار بن عمرو و حفص الفرد