فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٢٠٤ - طيره
(رجوع شود به معتقد الاماميه ص ١٧٣،١٧٨) عارفان گويند طهارت دو گونه است طهارت ظاهر و ديگرى طهارت دل و چنانكه بىطهارت بدن نماز درست نيايد بىطهارت دل معرفت درست نيايد،پس طهارت دل را توحيد محض و بايد طهارت باطن موافق طهارت ظاهر بود.
طهارت مؤمنان و عوام صوفيان عبارت باشد از تزكيۀ نفس از اخلاق ذميمه و تصفيۀ دل از لوث محبت دنيا (از كشف المحبوب ص ٣٧٥- مصباح الهدايه ص ٢٩٠).
انصارى گويد:طهارت يا ظاهر است يا باطن،طهارت ظاهر از ادناس و نجاسات باشد و طهارت باطن سه است:اول طهارت جوارح از معصيت چون غيبت و دروغ و حرام خوردن و خيانت كردن.و در نامحرم نگريستن،چون اين طهارت حاصل شود،بنده آراستۀ فرمانبردارى و حرمت دارى گردد و اين درجۀ ايمان پارسايانست،دوم طهارت دلست از اخلاق ناپسنديده چون عجب،حسد،كبر،رياء، حرص و عداوت.
سوم طهارت سر است از هر چه دون حق است.
اين طهارت امروز حليت ايشانست كه فردا جام شراب طهور در دست انسانست،امروز نور اميد در دلشان مىتابد و فردا نور عيان در جان،امروز از شوق،آب جگر در ديده روان فردا آب مشاهده در جوى ملاطفت روان،امروز صبح شادى از مطلع آزادى برآمده،فردا آفتاب عنايت ازلى در آسمان معاينت ترقى گرفته؟نشان اين طهارت است كه مهر اين دنيا بشويد.
و رسوم انسانيت محو كند و حجاب تفرق بسوزد،تا دل بروضۀ انس بنازد و جان در خلوت عيان با حق پردازد.
نكو گفت آن جوانمرد كه:آخر روزى ازين طبل برآيد آوازى (از عده ج ٥ ص ٤٦).
غزالى گويد:پاكى بر چهار طبقه است:اول پاكى سر است از هر چه جز حق است.
دوم پاكى ظاهر دلست از اخلاق ناپسنديده چون حسد و كبر و رياء و حرص و عداوت،سوم پاكى جوارح است اندامهاى تن را از معصيتها،چون غيبت و دروغ و حرام خوردن و خيانت كردن و....چهارم پاك داشتن تن و جامه است، از نجاستها تا جملۀ تن آراسته شود بركوع (رجوع شود به كيمياى سعادت).
طُهرِ غَيرُ مُواقعَه
-يعنى طهرى كه در آن با زن مواقعه نشده باشد كه از شرائط وقوع طلاق است.
رجوع به طلاق و(شرح لمعه ج ٢ ص ١٢٢)شود.
طَى
-(اصطلاح عروضى)اسقاط حرف چهارم ساكن است از دو سبب خفيف كه بىفاصله در اول ركن واقع شود.
(از دره نجفى ص ٢٠)
طَيِّب
-(اصطلاح اخلاقى)ضد خبيث است و چيزى كه منزه از رذائل اخلاق و قبائح اعمال باشد.
طيره
-(اصطلاح ادبى)بكسر طاء و سكون ياء و فتح را،فال عام است