فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٥٤ - زَكاة
يك ساله نر يا ماده،و در چهل گاو مسنهاى بود،يعنى:دو ساله،و چندان كه باشد هم برين وجه باشد:از سى يك ساله،و از چهل دو ساله،و در كمتر ازين هيچ واجب نباشد، زيرا كه اصل برائت ذمت است.
اما گوسفند،در چهل گوسفند گوسفندى باشد،و در صد و بيست و يك،دو گوسفند بود،و در دويست و يك سه گوسفند،و در سيصد و يك،چهار گوسفند.و چون ازين گذشت،در هر صد گوسفند،گوسفندى باشد يك ساله،و اگر بز باشد دو ساله.
(رجوع شود به معتقد الاماميه ص ٢٦٢، ٢٦٩) اما مستحقان زكاة،هشت صنفند:
١-درويشانند،و ايشان آنانند كه ايشان چيزى دارند اما كفاف نباشد ايشان را.
٢-و مسكينانند،و اين كسانىاند كه ايشان را هيچ چيزى نباشد.و بر عكس اين هم گفتهاند.
٣-و عاملانند،و ايشان جمعكنندگان مال زكاةاند.
و مؤلفۀ قلوب،و اينان كسانىاند كه ايشان را چيزى بدهند،تا براى مسلمانان جهاد كنند.
٥-و رقاب،بندگانى باشند كه خود را باز خريدهاند.
و روا بود كه بندهاى را كه در مشقت و رنج باشد،او را بمال زكاة بخرند و آزاد كنند.
دليلش ظاهر آيت است: «إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ وَ الْمَسٰاكِينِ وَ الْعٰامِلِينَ عَلَيْهٰا وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقٰابِ وَ الْغٰارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ» .
٦-و غارمين آن كسانند كه ايشان را وامى بر آمده باشد،نه در معصيت خداى.
٧-و سبيل الله جهاد است بىخلافى.
و روا بود كه در مصالح مسلمانان صرف كنند،چون عمارت راهها،و پلها،و كفن مردگان.
دليلش ظاهر آيت است،براى آنكه سبيل رهى است كه بآن بثواب خداى برسند.
هشتم:ابن السبيل است.و اين كسى بود كه راه او زده باشند،و مال او برده، از مال زكاة آن مقدار بوى دهند كه توانائى داشته باشد كه او را بشهر خود رساند، اگر چه در شهر خود توانگر باشد.و اگر درويش بود،بيشتر توان داد.
و ايمان و عدالت دريشان معتبر بود.
و آنكه نتواند كسب كردن،آن مقدار كه ايشان را كفايت بود.و نبايد كه كسى بود كه نفقۀ وى واجب بود.و بايد كه از بنى هاشم نباشد.
دليلش طريقۀ احتياط است،و يقين مر برائت ذمت را.
و از رسول ص روايت است:
«لا تحل الصدقة و لا لذى مرة قوى» ،يعنى:صدقه حلال نيست توانگر را،و نه كسى را كه قوتى دارد كه بدان كسب تواند كرد.
و چون خمس بهاشمى نرسد،[نباشد كه برسد]روا بود زكاة بوى دادن.
و كمترين آنچه بدرويشى دهند،نيم دينار باشد.و اگر بيكبار چندان بوى دهند كه توانگر شود،روا بود.
و چون زكاة واجب شود،بر فور بايد كه زكاة بيرون كنند،كه اگر نكنند و مال تلف شود ضامن باشد.