فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٩٥ - سُرعَتِ وَجد
حقيقت عبارت از افشا ناكردن از حقيقت حق است در هر شىء و آنچه فانى نمىشود از حقيقت در هر چيزى.
(از كشاف ص ٦٥٥-اصطلاحات شاه نعمت اله ص ٣٦٠).
شاه نعمت اللّه گويد:
سر حق در هر يكى بيند ولى
ميكند افشاى سر حق ولى
سرّ سِرِّ الرُّبُوبيَّة
-(اصطلاح ذوقى) سر سر الربوبية عبارت از ظهوريست بصور و اعيان و صور اعيان از جهت مظهريت رب قائمند بذات رب و رب ظاهر است به تعينات اعيان و اعيان معدوماند بحال خود در ازل لا جرم سر الربوبية سرى باشد كه اگر ظاهر شود ربوبيت باطل نشود.
(اصطلاحات خطى،اصطلاحات شاه نعمت الله ص ٣٧)
سِرُّ السِّر
-(اصطلاح عرفانى) سر السر چيزى است كه مخصوص به خداوند است مثل علم به تفصيل حقايق در اجمال احديت و جمع و اشتمال آن حقايق بر شكلى كه هست «وَ عِنْدَهُ مَفٰاتِحُ الْغَيْبِ لاٰ يَعْلَمُهٰا إِلاّٰ هُوَ» .
سِرُّ العِلم
-(اصطلاح عرفانى)سر علم حقيقتى است كه جان عالم است زيرا علم عين حق است در حقيقت اگر چه غير او است باعتبار (كشاف ص ٦٥٤-اصطلاحات شاه نعمت اله ص ٣٧) شاه نعمت اللّه گويد:
چون قوابل جمال بنمودند
مستعدان سؤال فرمودند
سِرُّ القَدَر
-(اصطلاح عرفانى)سر قدر عبارت است از آنچه حق داند از هر عيبى در ازل و احوال آن عين و هرآينه آنچه اقتضاى آن عين بود ظاهر شود بروى در زمان وجود آن عين در خارج و حكم تابع علم بود.
(از كشاف ص ٦٥٥-اصطلاحات شاه نعمت اله ص ٣٧) چون قوابل جمال بنمودند مستعدان سؤال فرمودند
طلب فعل نيك و بد كردند هر يكى حكم خودبخود كردند
گر در آتش روند اگر در آب خود طلب كردهاند آن درياب
سَرَطان
-(نجومى) يكى از صورتهاى بروج دوازدهگانه است و شامل نه كوكب داخل و چهار كوكب خارج از صورت است،مقدم آن بسوى مشرق و شمال است و مؤخر آن سوى مغرب و جنوب بدنبال توأمين (از صور كواكب ص ١٧١) از ستارگان اين صورت است:
نيّر السرطان الطرف الحمار الجنوبى الحمار الشمالى النژة المعلّف (از معجم الفلكى)
سُرعَتِ فَهم
-(اصطلاح اخلاقى و فلسفى)و آن بود كه نفس را حركت از ملزومات بلوازم ملكه شده باشد تا در آن بفضل مكثى محتاج نشود و وسط بود ميان سرعت تخيل كه بر سبيل اختطاف افتد بىاحكام فهم و ابطائى كه از تأخير تفهم ملكه شود.
(از اخلاق ناصرى ص ٥٩،٨٥)
سُرعَتِ وَجد
-(اصطلاح عرفانى)