فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٦٩٧ - حَدّ
ص بكشتن وى فرمود.
و غصب كردن زن زشتتر است از زنا كردن برضاى زن،و زنا كردن ذمى با زن مسلمان خرق ذمت است،و هر ذمى كه خرق ذمت كند،كشتن وى مباح بود.
و اگر مردى پير با زنى پير چون محصن و محصنه باشند زنا كنند،ايشان را اول حد بزنند،آنگه سنگسار كردن ايشان اجماع است.
و دليل بر حد يا تازيانه زدن ظاهر قول خداست كه: «الزّٰانِيَةُ وَ الزّٰانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وٰاحِدٍ مِنْهُمٰا مِائَةَ جَلْدَةٍ» .
و رسول ص فرموده است:
«الشيب بالشيب جلد مائة و الرجم» .
و اگر پير نباشند،و محصن باشند،و محصن مردى را گويند كه وى را زنى باشد، و محصنه زنى را گويند كه وى را شوهرى باشد،،وى را سنگسار بايد كرد.
و از اصحاب كسى است كه ميگويد كه اينجا حد لازم باشد،و هم رجم.و ظاهر مذهب،مذهب اول است.
و اگر مردى بكر زنا كند،وى را صد تازيانه بزنند،و از شهرش دور گردانند، و بشهرى ديگر فرستند مدت يك سال،دليلش اجماع اين طائفه است،و آنچه از رسول ص روايت كردهاند از طرق مخالفان كه وى گفت:
«البكر بالبكر جلد مائة و تغريب عام» .
و اگر بكر نباشد،و محصن نباشد،چون زنا كند،صد تازيانه لازم باشد،اگر مردى باشد،اگر مرد باشد و اگر زن باشد.
و اگر بنده باشد يا پرستارهاى كه زنا كند،پنجاه تازيانه لازم باشد،اگر محصن باشند و اگر نباشند،اگر پير باشند و اگر نه.
و اگر مكاتب باشند:بحساب آنچه آزاده شده باشد حد آزاد بزنند،و بحساب آنچه بنده باشد حد بندگان.
و اگر پدر با كنيزك پسر زنا كند تعزيرش بزنند،و تعزير كم از حد باشد، دليلش اجماع اين طايفه است.
و چون پدر را به پسر قصاص نكنند منكر نباشد آنكه حدش بزنند.
و احصان آن باشد كه مردى بالغ باشد، و كامل عقل،و وى را زنى باشد بنكاح دوام يا بملك يمين،يعنى:كنيزك كه با وى و طى كرده باشد،و ازو طى مانع نباشد وى را در مستقبل.و مرد و زن در اين حكم يكسان باشند.
و حكم زنا ثابت شود بر كسى كه قصد زنا از وى صحيح بود.و اگر ديوانهاى باشد كه هيچ وقت با خود نباشد.و اگر وقتى باهوش آيد از ديوانگى،در آن وقت اگر زنا كند،بر وى حد واجب باشد.
و چون توبه كند پيش از آنكه زنا بر وى ثابت شود،و توبۀ وى ظاهر شود.
و صلاحيت وى پديد آيد،حد از وى بيفتد.
و همچنين،اگر از اقرار خود رجوع كند، پيش از آنكه وى را حد زنند،يا در حال حد زدن،يا بگريزد از حد.و اگر پس از آنكه زنا بر وى ثابت شده باشد به بينه توبه كند،امام اگر خواهد عفو كند،و غير امام را نباشد عفو كند.
و چون خواهند كه كسى را رجم كنند،گوى بكنند.و وى را در آنجا كنند، و تا سينه بخاك بينبارند.و اگر اين رجم