فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٠٦ - رُخ
باوليائشان از آنها قصاص خواهد شد.
و همچنين است در جائى كه يك نفر از دو نفر شاهد بعد از اجراء حكم با او به تعمد در كذب از شهادت خود عدول كرده باشد بارد زائد بوليش از او قصاص خواهد شد.
و اگر بگويد از روى اشتباه و خطا چنين شهادتى دادهاند اگر دو نفر باشند از هر كدام نصف ديه گرفته ميشود و اگر سه نفر بودهاند از هر كدام ثلث.
و اين حكم در جائى كه يك نفر از شهود از شهادت خود عدول كرده و بر خلاف واقع شهادت خود را مبتنى بر اشتباه قرار داده باشد نيز جارى است.
در صورتى كه عدول شهود از حيث عمد و خطا بر حسب اعتراف خودشان باشد با هر كدام طبق اعترافى كه نموده بشرح مذكور فوق رفتار خواهد شد.
(كليات حقوقى ص ٢٠١).
رُجُوم
-(فلسفى)در فلسفۀ طبيعى بكار رود رجوم يا سنگهاى نياز كى فضائى معروف است.
(رجوم بضم راء و جيم است).
رَحمن
-(اصطلاح عرفانى)رحمن اسم حق تعالى است باعتبار جمعيت اسمائيه كه در حضرت الهيه است كه از آن وجود فائض گردد.
(كشاف ص ٥٨٩)
رَحمَتِ امتِنانيَّه
-(اصطلاح عرفانى) رحمت امتنانيه عبارت از رحمت رحمانيت است كه مقتضى نعم سابقه است بر عمل چنانكه حق فرمود «وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً» .
(از اصطلاحات شاه ص ٦٩) شاعر گويد:
ناكرده سؤال ازو درم ميبخشد
عالم همه از رحمت او موجودند
بعضى از تركيبات:درياى رحمت، رحمت نامتناهى،مبشران رحمت،رحمت عالميان،بحر رحمت،رايحۀ رحمت،كاروان رحمت،شكر رحمت،صورت رحمت.
رَحيم
-(اصطلاح عرفانى)رحيم اسم حق است باعتبار فيضان كمالات معنويه بر اهل ايمان چون معرفت توحيد.
(اصطلاحات شاه ص ٦٠)
رُخ
-(اصطلاح ذوقى)بمعنى رخساره و طرف و جانب و نبات تازه و مهرۀ شطرنج است و در اصطلاح صوفيان عبارت از ظهور تجلى جمالى است كه سبب وجود اعيان عالم و ظهور اسماء حق است.
حافظ گويد:
مردم ديدۀ ما جز به رخت ناظر نيست
دل سرگشتۀ ما غير ترا ذاكر نيست
اشكم احرام طواف حرمت مىبندد
گر چه از خون دل ريش دمى طاهر نيست
لاهيجى گويد:
رخ اشارت است بنقطۀ وحدت من حيث هى هى كه شامل خفا و ظهور و كمون و بروز است.
و باز گويد مراد از رخ صفات لطف الهى و از زلف صفات قهر الهى است:
(از كشاف ص ٥٤٩-شرح گلشن راز ص ٥٥٢-٥٨٧-مشواق ص ١٣) رخ در اينجا مظهر حسن خدائيست
مراد از اخط جناب كبريائيست
و باز گفته شده است رخ اشارت بذات الهى است باعتبار ظهور كثرت اسمائى و صفاتى.