فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٩٢ - طَلاق
و طلاق بر انواع است:طلاق واجب و طلاق محظور،و طلاق مكروه،و طلاق مستحب.
طلاق واجب،طلاق كسى است كه سوگند خورده باشد بعد از آن كه چهار ماهش مهلت داده باشند.
و طلاق خلع،چنانكه گفته آيد، انشاء الله.
و طلاق محظور،يعنى حرام،طلاق زنى است كه با او دخول كرده باشد در حيض يا طهرى كه در آن طهر با او مقاربت كرده باشد،و حمل ظاهر نگشته باشد.
و طلاق مستحب آنست كه ميان شوهر و زن مخالفت و خصومت باشد،مستحب است كه شوهر وى را طلاق دهد.
و طلاق مكروه آنست كه حال ميان ايشان نيكو باشد،و در ميان ايشان خصومتى نه.مكروهست در چنين حال طلاق دادن.
و از زنان كس باشد كه طلاق وى نه سنت باشد،و نه بدعت،چون طلاق زنى كه از حيض مأيوس باشد،و طلاق حامله، و طلاق زنى كه شوهر با وى دخول كرده باشد،و زنى كه شوهر وى غايب باشد از وى.
و باشد كه طلاق وى سنت بود،چون طلاق زنى كه با وى دخول كرده باشد،و حامله نباشد،و طلاقش در طهرى باشد كه در آن طهر با وى مقاربت نكرده باشد.
و باشد كه طلاق وى بدعت باشد، چون طلاق زنى كه حائض باشد،و شوهرش حاضر.و طلاق رجعى باشد.و طلاق باين:
زنى بود كه با وى دخول نكرده باشد، و زنى كه حيضش بيفتاده باشد،و زنى كه از حيض نوميد باشد.و طلاق خلع و مبارات.
و طلاق رجعى آن باشد كه زنى را كه با وى دخول كرده باشد،يك طلاق دهد،و بگذارد تا در خانۀ وى عدت بدارد، و نفقت وى ميدهد.روا بود وى را كه رجوع كند با وى،مادام كه در عدت باشد، بىآنكه گواه هدم ميكند،چون طلاق سنت.
و اگر پس از يك طلاق يا دو طلاق، شوهر كند،از اصحاب ما كس هست كه ميگويد:اين نيز هدم طلاق ميكند،و كس هست كه ميگويد:نمىكند.و ظاهر قرآن با اين كس است كه: «الطَّلاٰقُ مَرَّتٰانِ- فَإِمْسٰاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسٰانٍ» ، يعنى:طلاق دو بار است،پس از بار دوم امساك است بنيكويى،يعنى:نگاهداشتن و طلاق نادادن،يا رها كردن بنيكويى، يعنى:طلاق.آنگه فرمود: «فَإِنْ طَلَّقَهٰا» ، پس اگر نگاه ندارد،و طلاق دهد، «فَلاٰ تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتّٰى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ» ، يعنى:وى را حلال نباشد تا آنگاه كه شوهرى كند غير او.
اما زنى كه شوهرش با وى دخول نكرده باشد،چون شوهرش وى را يك طلاق دهد،از وى جدا شود،و مالك نفس خويش گردد.
اگر پس ازين وى را بعقد نو و مهرى بخواهد،آنگه پيش از دخول وى را طلاق دهد،همچنين تمامى سه مرتبه وى را حلال نباشد،تا آنگه كه شوهرى ديگر كند.