فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٧٥ - طَبَقهبَندىِ عُلُوم
مقولات عشر.
قسم سوم باريرمينياس-يعنى عبارت-مشتمل بر ابحاث قضايا.
قسم چهارم-قياس.
قسم پنجم-برهان-و حد با آن ياد كنند.
قسم ششم-جدل.
قسم هفتم-مغالطه.
قسم هشتم-خطابت.
قسم نهم-شعر.
و سبب انحصار اقسام در نه آن است-كه چون قياسانى كه بآن استعلام مجهولات توان كرد،در پنج قسم منحصر بود-كه آن را صناعات خمسه گويند، اعنى:برهان و جدل و خطابت و شعر و مغالطه.-چه قياس:يا مفيد تصديق بود يا مفيد تخييل،و تصديق:يا جازم باشد- يا غير جازم-و جازم:يا اعتبار مطابقۀ او كنند مر نفس امر را-يا نه،- و آنچه اعتبار مطابقه كنند:يا مطابق باشد،يا نه،پس قياس كى مفيد تصديق جازم مطابق باشد كى درو اعتبار مطابقۀ خارج نكنند-بل اعتبار عموم اعتراف بآن كنند جدل باشد-اگر چنين باشد، و الا آن را شغب خوانند-و اگر مفيد تصديق جازم غير مطابق باشد سفسطه بود،و او با شغب هر دو از قسم مغالطهاند.
-و اگر مفيد تصديق غير جازم باشد خطابت بود.و اگر مفيد تخييل باشد دون التصديق،شعر بود.
و بوجهى ديگر-اقاويلى كه بآن توصل كنند بتصحيح رايى،يا تحقيق مطلوبى يا همه صادق و يقينى باشند-چنانكه در آن هيچ شبهت نباشد،يا همه كاذب و مشكوك،يا بعضى صادق-و بعضى كاذب،و اين قسم بسه قسم مىشود -بجهت آنكه:يا صادق بيش از كاذب باشد،يا كاذب بيش از صادق،يا هر دو متساوى باشند.پس آنكه همه صادق باشد قياس برهانى بود،و آنكه غالب- الصدق«باشد»جدلى«بود»و آنكه متساوى الصدق و الكذب باشد خطابى بود، و آنكه غالب الكذب باشد مغالطى بود،و آنكه همه كاذب باشد شعرى بود.
و بر اذكيا پوشيده نباشد كه:اين تقسيم ثانى چندان نيست،پس چون انواع قياس درين پنج منحصر بود و مباحث قياس بعضى مشترك بود ميان انواع خمسه،و بعضى مخصوص بهر يكى،قياس مطلق را بابى مفرد ساختند،و ابحاث مشتركۀ بين الخمسه را در آن ياد كردند.
پس ابواب قياس شش شد.
و چون اقاويل قياسى تركب آن«از» كمتر از دو مقدمه ممكن نبود و تركب مقدمات«از»كمتر از دو مفرد ممكن نه، دو باب ديگر برين شش زيادت كردند «و»در يكى از آن بحث كنند از معانى مفرده،و در يكى از قضايا،پس ابواب منطق هشت شد،و اين ترتيب ارسطاطاليس- است.
و فرفويوس-كه از متابعان او بود، بحث الفاظ-و كليات خمسه-كه ارسطو در باب معانى مفرده آورده بود يعنى مقولات جدا كرد،و در بابى مفرد آورد-و آن را«ا»يساغوجى نام كرد، و اين افراز بغايت نيكو كرد،-چه كليات خمسه-و دلالات الفاظ،در ذهن توانند