فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٩١٣ - رِضاع
دلا همواره تسليم و رضا باش
بهر حالى كه باشى با خدا باش
خدا را دان خدا را خوان بهر كار
مدان تو ياوران را به ازو يار
چو حق بخشد كلاه سر بلندى
تو دل بر ديگرى بهر چه بندى
خدا را باش اگر مرد خدائى
ز تو جز بندگى كردن نبايد
ازو خود جز خداوندى نيايد
در روايات و آيات و كلمات مشايخ آمده است كه يكى از اصولى ايمان قوى رضايت است بآنچه خدا خواهد:
كن رضيا بقسمة الله و لا تتبع الرضا فى الامور سعادة الدين و راحة البدن.اذا تو جهت الى امر فيه رضى الله لا تخف و لا- ترجو غير الله.
رِضاع
-(اصطلاح فقهى)رضاع شرب شير از پستان باشد و در شرع نوشانيدن طفل بشير است حقيقة و حكما و لازم است بر مادر كه اولين شير را بفرزند خود بدهد و مستحب است كه تا دو سال خود مادر عهدهدار شير دادن فرزند خود باشد بحكم «الْوٰالِدٰاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كٰامِلَيْنِ» و تواند كه اين امر را بعهده شوى گذارده تا هر كه را خواست براى شير دادن فرزندش معين كند كه مادر رضاعى او ميشود و در اسلام احكامى بر آن مترتب است در روايت است كه
«الرضاع لحمة كلحمة النسب»
«و يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب» و
«يحرم من الرضاع ما يحرم من القرابة» و
«لا تصلح للمرأة ان ينكحها عمها و لا خالها من الرضاعة» و بالجمله هر گاه كودكى از شير زنى بجز مادر خود تغذيه كرد در حد معينى كه در كتب فقهى مسطور است آن كودك در حكم فرزند آن زن و شوهرش محسوب ميشود و آن زن و شوى او پدر و مادر رضاعى او محسوبند و اولادان آنها و برادران و خواهران آن طفل در حكم خواهر و برادرند و ميان آنها برقرارى علقۀ زناشوئى روا نباشد چنانكه در اقرباء نسبى و سببى(از شرح لمعه ج ١ ص ١١٣ ضوابط الرضاع مير داماد- قواعد شهيد ص ٢٤-كشاف ج ١ ص ٦٣ در كليات حقوقى آمده است:
در آيه شريفه وَ أُمَّهٰاتُكُمُ اللاّٰتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَوٰاتُكُمْ مِنَ الرَّضٰاعَةِ ،دو نوع از رضاع مذكور گرديده ولى در حديث نبوى قاعده رضاء باين طور بيان شده است
الرضاع لحمة كلحمة النسب رضاع قرابتى است مثل قرابت نسبت.و در جاى ديگر فرموده
يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب هر آنچه از نسب حرام است از رضاع هم حرام است.
حديث اول ناظر است بر بيان موضوع و حديث دوم به بيان حكم.
در مقدار ارتضاعى كه بآن مقدار رضاع حاصل ميشود بين ارباب مذاهب اختلاف است.بعضى حصول مسمى برضاع را كافى در تحقق اين عنوان دانسته و گفتهاند مقدار آن همان قدرى است كه روزهدار بآن افطار كند.
و از اماميه كسى قائل باين قول نيست و فقط باسكافى كه از قدماء اصحاب بوده و در سال ٣٨١ هجرى وفات يافته اكتفاء بيك نوبت نسبت داده شده و بر حسب نقل بعضى،شاهدى هم از اخبار دارد و لكن اجماع منعقد است بر اينكه نشر حرمت بكمتر از ده رضعۀ كامل حاصل نخواهد شد.و بعضى نصاب آن را پانزده رضعه قرار دادهاند و غير اين هم گفته شده است.
-براى تحقق رضاعى كه موجب نشر حرمت است سه علامت ذكر كردهاند.