فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٩١٢ - رِضا
من كه باشم كه بتن رخت وفاى تو كشم
ديده حمال كنم بار جفاى تو كشم
گر تو با من بتن و جان و دلى حكم كنى
هر سه را رقصكنان پيش هواى تو كشم
موعد رضا و لقاء آمد و در درجۀ رضا و روضۀ رضوان بياراميد.
شاعر گويد:
عاشقم بر لطف و بر قهرش بجد
وين عجب من عاشق اين هر دو ضد
و الله ار زين خار در بستان شوم
همچو بلبل زين سبب نالان شوم
آن بدى كه تو كنى در خشم و جنگ
باطربتر از سماع بانگ چنگ
آن جفاى تو ز راحت خوبتر
و انتقام تو از جان محبوبتر
عاشقى زين هر دو حالت برترست
بىبهار و بىخزان سبز و ترست
كاشانى گويد:رضا عبارت از وجدان نفس سالك و روح سر اوست نسبت بآنچه در واقع در وجودست و صادر از حق تعالى است و از هيچ چيز تنفر ندارد مگر آنچه مخالف شرع باشد.
(از مصباح الهدايه ص ٢١-دستور- العلماء ص ١٣٦).
جنيد گويد:رضا رفع اختيارست.
و باز ذو النون گويد:رضا شادى دل است به تلخى قضا.
رويم گويد:رضا آنست كه احكام خدا را بشادى استقبال كند و آنچه را او خواهد خير داند.
(شرح منازل ص ٥٣-٨٠).
ابن عطا گويد:رضا آن باشد كه دل بدو چيز نظاره كند يكى آنكه به بيند كه آنچه باو رسد حق در ازل اختيار كرده است براى او و ديگر او آن را اختيار نكرده مگر آنكه فاضلتر و برتر است و بنده از اختيار حق نتواند گريختن.
و مقام رضا نهايت مقامات سالكان است و توسل بپايۀ رفيع و ذروۀ منبع آن هر روندۀ را مقدور و ميسر نه.
(از شرح كلمات بابا ص ١٧٠-كشف- المحجوب ص ٢٢٢-ص ٥٣) سعدى گويد:
چون عيش گدايان بجهان سلطنتى نيست
مجموعتر[محبوتر]از ملك رضا مملكتى نيست
گر منزلتى هست كسى را مگر آنست
كاندر نظر هيچ كسش منزلتى نيست
و رضا بر دو گونه است:يكى رضاى خداوند از بنده و ديگر رضاى بنده از خداوند كه حقيقت رضايت خداوند ارادت و ثواب و نعمت و كرامت باشد و حقيقت رضاى بنده اقامت بر فرمان وى و گردن نهادن احكام وى،پس رضايت خدا مقدم است بر رضاى بنده كه تا توفيق وى نباشد بنده احكام وى را گردن ننهد و بر مراد اقامت نكند.
(از مصباح الهدايه ص ٣٩٩-كشف المحجوب ص ١٢٩-شرح تعريف ص ٦١).
ناصر خسرو گويد:
دلا همواره تسليم و رضا باش
بهر حالى كه باشى با خدا باش
خدا را دان خدا را خوان بهر كار
مدان تو ياوران را به ازو يار
چو حق بخشد كلاه سر بلندى
تو دل بر ديگرى بهر چه بندى
خدا را باش اگر مرد خدائى
ز تو جز بندگى كردن نبايد
ازو خود جز خداوندى نيايد
در روايات و آيات و كلمات مشايخ آمده است كه يكى از اصولى ايمان قوى رضايت است بآنچه خدا خواهد: