فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١١٧٢ - طَبَقهبَندىِ عُلُوم
شده كه آن اجزاء[(يا)]بعضى از آن صناعاتى باشند يا اجزاء صناعاتى- چون صناعت شعر،چه علم عروض جزوى ازوست،و او صناعتيست،و علم قوافى [(هم)]جزوى ازوست.-و او نيز صناعتى است.و علم مقائيس شعرى جزوى ازوست-و او جزو صناعت منطق است، و باجتماع اين اجزا-و غير آن صناعت شعر متألف شد،پس او در ذات خود مركب باشد.
اصل دوم از فصل سوم در تقسيم علم بمعنى صناعت بعلوم حكمى و غير حكمى و تقسيم غير حكمى بعلوم دينى و غير دينى مىگوئيم[(علم)]-اعنى،صناعاتى كه لابد باشد در آن از مزاولت نظرى منقسم است بدو قسم:
يكى آنكه نسبت او با جميع از منه -و جملۀ ام نسبتى واحد باشد،و بتغيير امكنه-و ازمنه،و تبدل ملل و دول متبدل نشود،چون:علم هيأت افلاك، و علم حساب،و علم اخلاق.
و يكى آنكه نسبت او با جميع ازمنه -و جملۀ امم يك نسبت نباشد،چون:
علم فقه شريعتى از شرايع-كه زمانى محفوظ ماند بنسبت با اشخاصى معين، وانگاه متبدل شود.و چون علم بلغتى از لغات،-چه آن علم باشد بقياس با اصحاب آن لغت دون غيرهم.-اين قسم را حكمت نخوانند.و اولين را حكمت خوانند.و او افضل قسمى العلومست، و احكم آن،و مشهود له است از قبل حق تعالى بفضل،چنانكه فرمود: وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً .-و از اين جهت با كتاب-كه ذكر منزل است مقترن آمده است بچند موضع-كه:
الكتاب و الحكمه.و علوم غير حكمى- اگر بر مقتضى نظر شارع است دينى گويند و الا غير دينى-و ما را با حكمى و دينى كار است.
اما حكمى بجهت آنكه كتاب مقصور است بر آن.و أما دينى بجهت آنكه چون ملك اسلام[(سلطان)]سلاطين مازندران بلغه الله ما تمناه و جعل الجنة منقلبه و مثواه،در علوم عقلى و نقلى يگانۀ عصر خويش است،و در مكارم اخلاق شهرۀ آفاق-و در تجريد-و تفريد،و سلوك طريق توحيد انگشت نماى احرار،و مغبوط اخيار،خواستم كه بموجب نص در ختامه مسك خاتمۀ اين كتاب-كه فاتحۀ ابواب سعادات-و زايجۀ اصناف كرامات خواهد بود بر نبذى-از اصول-و فروع [(علوم)]دينى،و نتفى از علوم اخلاق:
منزلى و مدنى-كه بيشتر خلق را بدان احتياج است مشتمل باشد تا چه ديباچه هم بدرر جواهر خواطر اصحاب يقين آراسته باشد،و هم بغرر زواهر نوادر ارباب دين بيراسته.-تا اصناف خلق-على اختلاف طبقاتهم،و تفاوت درجاتهم از اين كتاب بهرهمند مىگردند.-و ثواب آن بأيام همايون-و دولت روز افزون عايد مىگردد.
اصل سوم از فصل سوم در تقسيم علوم حكمى و دينى بأقسام ايشان اما تقسيم حكمى-اول بدان كه حكمت در عرف اهل معرفت عبارت بود از:
دانستن چيزها چنانكه باشد،و قيام