ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٧ - داستان اعدام بنى قريظه
است؟.
زهرى گويد: پيامبر خدا ٦ هنگامى كه از آن حضرت خواستند كه مردى در باره آنها قضاوت و داورى كند فرمود، هر كس كه از اصحاب من خواستيد اختيار كنيد، پس ايشان سعد بن معاذ را اختيار كردند، و پيامبر خدا ٦ هم رضايت داد.
پس بر حكم و داورى سعد بن معاذ تن در دادند و تسليم شدند، پس پيغمبر ٦ امر فرمود آنها را خلع سلاح كنند و آنها را در قبهاى قرار دادند و دستور داد شانه آنها را بسته و آنها را در خانه اسامه حبس نمودند، و فرستاد عقب سعد بن معاذ پس او را آوردند و او حكم نمود كه مردان رزمنده آنها را بكشند و زنان و كودكان آنها را اسير نمايند و اموال آنها را تقسيم و اراضى و منازلشان مخصوص مهاجرين باشد (و چون انصار ناراحت شدند) فرمود شما صاحب منزل و زمين هستيد ولى مهاجرين از خود سكنايى ندارند.
پس پيامبر ٦ تكبير گفت و به سعد فرمود، حقيقتا در باره آنها حكم كردى بحكم خداى عز و جل، و در بعضى از روايات است كه فرمود، هر آينه بحقيقت حكم كردى در ميان ايشان بحكم خدا از بالاى هفت آسمان[١] و ارقعه جمع رقيع نام آسمان دنياست.
پس پيامبر ٦ مردان رزمنده آنها را كه گمان كردهاند ششصد نفر
[١]- خداوند تبارك و تعالى منزّه از مكان بلكه او بما و شما از رگ گردن مان نزديكتر است و اختصاص بآسمان ندارد بلكه اين عبارت از علوّ و بلندى معنوى است بچيزى كه در تفاهم مردم تعبير از آن ميشود از علو ظاهرى و دلالت بر اثبات مكان يقين براى خدا ميكند.