ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٤١ - تفسير
بملكوت اعلى امر عظيم اطلاق نميشود.
اعراب:
(" الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ") بدل از( الَّذِي أَنْشَأَها) است و جايز است كه مرفوع يا منصوب باشد بنا بر مدح،( أَنْ يَقُولَ) در محل رفع است به اينكه خبر مبتداء بوده باشد.
شأن نزول اين آيه:
گفتهاند: كه ابى بن خلف يا عاص بن وائل با استخوان پوسيده پودر شدهاى آمد و گفت اى محمد آيا تو خيال ميكنى خدا اين را زنده ميكند فرمود آرى، پس اين آيات تا آخر سوره نازل شد.
[تفسير]
سپس خداوند سبحان آگاه كرد آفريدن خود را بر استدلال بر صحّت بعث و قيامت و اعاده مردم و فرمود:
((أَ وَ لَمْ يَرَ)) آيا نميداند( الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ) آدمى كه ما او را از نطفه ايجاد كرديم، و تقديرش اينست، سپس به علقه و از علقه بمضغه، و از مضغه بعظم، يعنى نطفه آب گنديده را خون بسته شده كرديم و آن را تبديل بمضغه گوشت نرم نموديم و آن را مبدّل باستخوان كرديم و از استخوان نقلش كرديم تا آنكه آن را آفريدهاى معتدل گردانيده، سپس در آن روح قرار داده و او را از شكم مادرش بيرون آورده و تربيت كرديم و از حالى بحال ديگر نقلش نموديم تا آنكه عقلش كامل، و گرديد سخن گويى ستيزهگر و اين قول اوست:
(فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ) يعنى دشمنى صاحب بيان، يعنى آن كس كه قدرت بر همه اين كارها را دارد چگونه قدرت بر اعاده و برگردانيدن ندارد و حال آنكه اين آسانتر است از ايجاد و تازه شروع كردن و ممكن نيست كه خلقت