ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٠١ - لغت
قول او" و آية لهم الليل" پس آن بر اين شبيهتر است بجملههايى كه قبل از آن بوده و قول در (آيه) اينكه آن مرفوع است بسبب مبتدا بودن (و لهم) صفتست براى نكره و خبرش مضمر است و تقديرش و آية لهم فى الشاهد او فى الوجود است، و قول خدا الليل نسلخ منه انهار و القمر قدّرناه منازل تفسير آيه است چنانچه قول خداى تعالى( لَهُمْ مَغْفِرَةٌ) تفسير وعده و للذكر مثل حظ- الانثيين، تفسير وصيه است.
و كسى كه نصب داده (آيه) را پس او حمل كرده بر مثل زيدا ضربته، و امّا قول او (لا مستقر لها) پس ظاهرش عموم و معنايش خصوص است، پس آن بمنزله قول شاعر است كه ميگويد:
|
ابكى لفقدك ما ناحت مطوّقة |
و ما سما فتن يوما على ساق |
|
ميگريم براى فقدان تو دائما مادامى كه كبوتر در گردنش طوق است و مادامى كه شاخه بر ساق بالا رود هر روز گريه ميكنم و مقصود آنكه اگر من هميشه زنده بمانم هر آينه براى تو گريه ميكنم و همچنين قول او (لا مستقر لها) يعنى مادامى كه آسمان برجاست خورشيد در سير و حركت است، پس هر گاه آسمان زايل شد خورشيد آرام و سيرش باطل ميشود.
لغت:
السلخ: بيرون كردن چيز است از لباس او و از آنست بيرون آوردن حيوان از پوستش، و از آنست قول خدا (فانسلخ منها) يعنى پس بيرون آمد از آن بيرون آمد چيزى از آنچه كه پوشيده بود.
العرجون: آن خوشه خرمايى كه در آن ساقه و چوب است و آن را مشكول و شكال و كباسه و قنو گويند، و آن عرجون بر وزن فعلول است.