ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤١ - معجزه دوم
و او فارس يليل و شجاع بيقرين بود.
ابن اسحاق گويد: كه عمرو بن عبد ود فرياد ميكرد (هل من مبارز) آيا كسى هست كه به نبرد و مبارزه با من آيد، پس على ٧ در حالى كه در لباس رزم بود و خودى از آهن بسر داشت برخاست و گفت يا رسول اللَّه من به جنگ او خواهم رفت پيامبر ٦ فرمود بنشين يا على او عمرو است و عمرو پياپى ميگفت، الا رجل، الا رجل، آيا مردى نيست، بميدان من آيد و ميگفت بهشتى كه شما گمان ميكنيد هر كس از شما كشته شود و يا بكشد داخل آن ميشود كجاست؟
پس على ٧ برخاست و گفت يا رسول اللَّه من آماده نبرد عمروم، و عمرو براى بار سوم فرياد زد و گفت:
|
و لقد بححت من النّداء |
بجمعكم هل من مبارز |
|
و هر آينه بحقيقت كه من فرياد زدم بجمع شما مسلمين آيا كسى هست كه به نبرد من آيد.
|
و وقفت اذ جبن المشجع |
موقف البطل المناجز |
|
و من ايستادم زمانى كه دلاوران ترسيدند در مكان شجاع دلير و بى پروايى.
|
انّ السماحة و الشجا |
عة فى الفتى خير الغرائز |
|
بدرستى كه كرم و شجاعت در جوان مرد بهترين غريزه و صفات است.
پس على ٧ برخاست و عرض كرد يا رسول اللَّه من مرد ميدان اويم و آن حضرت فرمود: على او عمرو است، گفت: گرچه عمرو باشد و از پيامبر اجازه نبرد با او را گرفت و پيامبر باو اجازه داد.