ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٣٣ - تفسير
|
" كفى الاسلام و |
الشيب للمرء ناهيا" |
|
پس ابو بكر گفت يا رسول اللَّه شاعر اينطور گفته است
|
كفى الشيب و |
الاسلام للمرء ناهيا |
|
سفيدى موى و اسلام براى آدمى كافيست كه نهى كننده باشد ... شهادت ميدهم كه تو رسول خدايى و شعر بتو تعليم نكردهاند و شايسته هم براى شما نيست، و از عايشه روايت شده كه گفت كه پيغمبر ٦ بشعر (طرفه) برادر بنى قيس متمثّل ميشد.
|
ستبدى لك الايام ما كنت جاهلا |
و يأتيك بالاخبار من لم تزوّد |
|
بزودى روزگار براى تو شروع ميشود خبرى را كه تو بآن آگاه بودى و ميآورد تو را خبر كسى كه زادى برنداشته بود، پس آن حضرت شعر را ميشكست و ميفرمود:
يأتيك من لم تزود بالاخبار
پس ابو بكر ميگفت اى رسول خدا شعر اينگونه نيست، پس ميفرمود من شاعر نيستم و براى من هم شعر گفتن شايسته نيست و امّا قول آن حضرت ٦:
انا النبى لا اكذب انا بن عبد المطلب
من پيامبرم و اين مطلب دروغ نيست و من پسر عبد المطلبم، پس عدّهاى گفتند كه اين اصولا شعر نيست، و ديگران هم گفتند كه اين اتّفاقى بود از آن بزرگوار و قصد شعر گفتن را نموده بود.
و بعضى گفتهاند: كه معناى آيه اين است، كه ما او را تعليم شعر نكرده و قرآن هم شايسته نيست كه شعر باشد بجهت اينكه نظم و ترتيب آن نظم و ترتيب شعرى نيست، و بحقيقت صحيح است كه آن حضرت گوش به شعر ميداد و تشويق بشعر گفتن هم مينمود و بحسّان بن ثابت فرمود اى حسان همواره مويّد بر روح القدس باشى مادامى كه ما را بزبانت يارى كنى[١].
[١]- مترجم گويد: اين بيان پيغمبر٦ بحسان ايهام دارد و ميرساند كه آن حضرت علم بغيب و آينده داشت و ميديد روزى را كه حسان هم مانند( ديگران براى دنيا از حق اعراض نموده و به باطل مىگرود، و پيرو- اكثريت شده و مشمول
ارتدّ الناس بعد رسول اللَّه٦ الّا ثلث، سلمان ابا ذر- مقداد
، ميشود و لذا فرمود
ما دام نصرتنا بلسانك
، يعنى مادامى كه شعر در مدح ما مىگويى و بدين وسيله ما را يارى ميكنى مؤيد باشى و گرنه نه