ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٠ - شرح لغات
بسوى دشمنان كرّة بعد كرة، يعنى رجوع بعد از رجوع.
السابغ: لباسى تمام.
سرد: آهن، شاعر آن را بنظم درآورده و گفته:
|
على بن ابى العاصى دلاص حصينه |
اجاد المسدّى سردها و اذا لها |
|
بر تن پسر ابى العاص زره نرم محكم برّاقى بود كه زره ساز خوب آهن آن را نسّاجى كرده و دامن دارش نموده است.
و ابو ذويب گويد:
|
و عليها مسرودتان قضاهما |
داود او صنع السوابغ تبع |
|
و بر تن دو پسرم لباسهاى آهنين بود كه آنها را داود ساخته يا بافته بافنده تبع بود ولى از حوادث روزگار مصون نماند كسى كه بر تن او زره داودى باشد.
و آن از كلام سخت گرفته شده سرد سردا هر گاه پيروى كند بين بعضى حروف با بعضى ديگر.
مبرّد گويد: محراب ناميده نميشود مگر آنچه را كه بآن بالا روند بوسيله پاكانى، عدى بن زيد گويد:
|
كد فى العاج فى المحاريب او كالبيض |
فى الروض زهرة مستنير[١] |
|
مانند بتهايى كه از چوب عاج ساخته و در محرابها گذارده و يا مثل تخمى كه در باغ و گل آن باز و شكوفا و باز شده بود.
[١]- عدى بن زيد كاتب و منشى انوشيروان دادگر بوده و فارسى خوب ميدانسته، و يك بار كسرى او را بعنوان سفارت نزد قيصر روم فرستاد و اوامر سفارت را خوب انجام داد و با هداياى بسيار مراجعت كرده، قصائد فلسفى خوبى دارد، و اين بيت را در وصف ابر گفته.