ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥١ - حكايت
و بعضى گفتهاند: براى هر صبر كنندهاى از گاهها و سپاسگزار نعمتها بسبب طاعات و عبادات.
حكايت
كلبى از ابى صالح روايت كرده كه طريفه جادوگر خبر داد به عمرو بن عامرى كه باو مزيلقاء فرزند ماء السماء ميگفتند و او در كهانت و جادوگرى ديده بود كه سد مآرب بزودى خراب ميشود و اينكه سيل عرم ميآيد و هر دو بوستان و باغ آن را خراب و ويران ميكند، پس عمرو بن عامر بن عامر اموالش را فروخت و با خاندان و خويشان حركت كرد تا بمكه رسيد و در آنجا و اطراف آن اقامت كردند، پس مبتلا به تب شدند و در شهرى بودند كه نميدانستند تب چيست، پس آن زن جادوگر را خواسته و باو از اين بيمارى شكايت كردند، گفت آنچه شما مبتلا شديد منهم مبتلا شدهام و اين موجب جدايى ما خواهد بود، گفتند پس بچه فرمان ميدهى، گفت هر كس از شما كه داراى همت بلند و شتر قوى و توشه فراوانى است خود را بقصر عمان كه محكم است برساند.
و هر كس از شما كه زرنگ و ناگزير و اهل صبر است بر حوادث و ناگواريها روزگار پس بر اوست كه بوادى اراك از بيابان مرو كه خزاعه در آنجا هستند برود، آن گاه گفت هر كس كه كوههاى سخت خواهد و در موقع گل و بارندگى ميخواهد خوراكش در آن محل باشد بسوى يثرب كه صاحب خرما و عسل و زمين اوس و خزرج است برود، سپس گفت هر كس از شما طالب مشروبات و پادشاهى و امارت و پوشيدن تاج و لباس حرير است بسوى بصرى و غوير كه از بلاد شام است برود كه در آنجا آل جفنة بن غسّان سكونت دارند.
بعد گفت: هر كس لباس نازك و اسبهاى آزاد شده و معدن روزى