ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٩ - دليل
و ابو عمرو و ابن كثير و هشام بعدّ بين اسفارنا با تشديد بلفظ امر خواندهاند و يعقوب و سهل ربنا با ضم و باعدنا با الف و فتح با و عين و دال مخففه خواندهاند، و آن قرائت محمد بن على الباقر ٧ و ابن عباس است و باقى از قرّاء ربّنا را با نصب و باعد را با الف بنا بر دعاء خواندهاند. و در شواذ، قرائت ابن يعمر و محمد بن سميفع ربّنا را با نصب و بعد بفتح با و دال و ضمه عين بين اسفارنا برفع خواندهاند.
دليل:
ابو على گويد: كسى كه مساكنهم قرائت كرده لفظ جمع آورده براى توافق با معنى براى آنكه براى هر ساكن مسكنى است، و كسى كه مسكنهم خوانده پس تشبيه كرده كه مسكن مصدر و مضاف آن حذف شده است، و تقديرش فى مواضع سكناهم باشد، پس چون مسكن را مثل سكنى قرار داده و سكون مفرد است چنانچه مصدر مفرد است و اين شبيهتر است از اينكه حمل كنى آن را بر مثل (كلوا فى بعض بطنكم) بخوريد در بعضى شكمتان و بنا بر اين است قول خداى تعالى( فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ) يعنى در موضع قعود آيا نميبينى كه براى هر يك از پرهيزگاران و متّقين محل نشستن است.
و در كاف فتحه است براى آنكه اسم مكان و مصدر از باب يفعل بر وزن مفعل است و البتّه كم ميآيد بر مثل اين قاعده چنانچه مسجد آمده است و سيبويه آن را حمل كرده بر اسم بيت و همين طور است مطلع مگر آنكه ابو الحسن ميگويد كه مسكن را هر گاه كسره دادى لغت شايعى است و آن لغت روز مردم است، و يفتح لغت اهل حجاز است.
فامّا اضافه در اكل خمط ابو عبيده گويد خمط هر درخت تلخى است