ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٢٧ - اعراب
عزتمندى آمرزنده است.
٢٩- آنان كه كتاب خداى را ميخوانند و نماز را بپاى ميدارند و از آنچه ايشان را روزى دادهايم انفاق ميكنند تجارتى را كه هرگز تباه نگردد اميدوارند ٣٠- (اين عملهاى نيكو را انجام دادهاند) تا خدا مزد كردارشان را بديشان بتمامى بپردازد و از بخشش خود ايشان بيفزايد زيرا كه خدا آمرزندهاى سپاس پذير است.
شرح لغات:
مفرد جدد جده و امّا جدد جمع جديد، مبرّد گويد جدد راهها و خطوط است. امرء القيس گويد:
|
كانّ سراته و جدة منته |
كنائن يجرى بينهنّ دليص |
|
مثل آنكه اسب او و پشت آن مانند جعبه تير برّاق بود كه در بين آن جريان داشت. يعنى خطهاى سياه در پشت گور خر وحشى، و هر راهى جده و جاده است، فراء گويد، آن راههاى كوهستانى است كه مانند رگهاى سفيد و سياه و سرخ بنظر ميرسد، و مغرب سياه سختى است كه شبيه برنگ كلاغ سياه است.
اعراب:
(مختلفا) صفت براى مثمرات و( (أَلْوانُها)) مرفوع است براى آنكه فاعل باشد،( (مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ)) خبر براى مبتداء محذوف است، و تقديرش ما هو مختلف الوانه است پس هاء در الوانه به هو بر ميگردد و ممكنست كه هاء- بموصوفى برگردد مختلف تقديرش (جنس مختلف الوانه) است و آن صحيحتر است،( سِرًّا وَ عَلانِيَةً) ممكنست كه بنا بر حاليت منصوب باشد بر تقدير، انفقوا