ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٣ - تفسير
خواند شود گويند اين محمد نيست جز مردى كه ميخواهد شما را از خدايانى كه پدرانتان ميپرستيدند باز دارد و گفتند اين قرآن جز دروغى بر بافته و بخدا نسبت داده نيست و آنان كه نگرويدهاند حق را آن دم كه بسوى ايشان آمد گفتند اين جز سحرى آشكار نيست.
٤٤- و كافران را هيچ كتابى ندادهايم كه آن را بخوانند و پيش از تو بسوى ايشان هيچ ترسانندهاى نفرستاديم.
٤٥- و آنان كه پيش از ايشان بودند تكذيب كردند و حال آنكه اهل مكّه بده يك آنچه كه بآنان دادهايم نرسيدهاند، پس فرستادگان مرا دروغگو شمردند، پس انكار من چگونه بود.
اعراب:
(بيّنات) منصوب بر حاليت است (و آباؤكم) فاعل (يعبد) و اسم (كان) محذوف و آبائكم آن را تفسير ميكند، و تقديرش" عما كان آباؤكم يعبدون" از آنچه را كه پدرانشان ميپرستيدند (يدرسونها) جايز است كه در محلّ جرّ صفت" كتب" باشد و ممكن است كه در محلّ نصب بر جاى جار و مجرور باشد، براى آنكه معنى چنين است،" و ما آتيناهم كتب مدروسه" و ما نفرستاديم ايشان را كتابهايى كه درس گفته باشند" و كيف كان نكير" كيف خبر كان و نكير اسم آنست كه مقدم بر" كان" شده و نكير مصدر مانند غدير است، در قول شاعر:
|
عذير الحىّ من عدوان |
كانوا حية الارض. |
|
يعنى قبيله عذر ميآوردند از دشمنان كه ايشان مار زمين هستند.
تفسير:
((قالُوا)) يعنى فرشتگان گفتند:( (سُبْحانَكَ)) يعنى منزّه هستى تو از آنكه غير