ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢ - تفسير
دو نفر ميشود (و اين غير ممكن است).
و بعضى هم تجويز كرده و گفتهاند چنان كه يك انسان ممكن است براى او قلبى باشد كه اجزاء او زياد باشد، و غير ممكن است كه با بعضى از اجزاء چيزى را بخواهد كه بعضى ديگر نميخواهد، براى اينكه اراده و كراهت اگر چه در دو جزئى از قلب موجود شود، پس دو حالت صادره از آنها:- (خواستن و نخواستن) به يك چيز برميگردد و آن يك جمله است، پس اجتماع دو معناى ضد در يك انسان محال ميباشد.
و ممكن است دو معناى مختلف يا دو معناى مثل هم در دو جزء از قلب باشد و موجب دو صفت براى يك زنده شوند، پس قاعده همين طور است، هر گاه دو معنى در دو قلب باشد وقتى كه موجود در آن برگشتن بيك زنده شود، لكن آنچه مسموع شده منع و عدم امكان از اين مطلب- است.
(وَ ما جَعَلَ أَزْواجَكُمُ اللَّائِي تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِكُمْ) و قرار نداد همسرانشان را كه ظهارشان ميكنيد (يعنى بآنها مىگوييد ظهرك علىّ كظهر امى پشت تو بر من و يا تو براى من چون مادرم هستى) مادران شما، ميگويند (ظاهر من امرأته و تظاهر و تظهر) همسرش را ظهار كرد و آن آنست كه بگويد به همسرش (انت علىّ كظهر امّى) تو بر من مانند پشت و كمر مادرم هستى و بزودى آن را در سوره مجادله خواهيم گفت، و مقصود اينست كه خداى تعالى بما آگاهى داد كه همسر و عيال مادر نميشود، پس فرمود: و ما جعل نسائكم اللاتى تقولون هن علينا كظهر امهاتنا امهاتكم و قرار نداد همسران و زنانى را كه مىگوييد آنان براى ما مانند