ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦٧ - تفسير
و حايل شد مثل شير نرى كه با دمش اعلام خطر ميكرد كه اگر نزديك شوم مرا بخورد.
و ابو حمزه ثمالى از عمار بن عاصم از شفيق بن سلمه از عبد اللَّه بن مسعود روايت كرده كه قريش اجتماع كردند بدرب منزل پيغمبر ٦ پس پيغمبر" ص" بيرون آمد و مشت خاكى بر سر و صورت آنها پاشيد و آنها او را نديدند، عبد اللَّه گويد آنها همان مردمى بودند كه در كنار چاه بدر اجتماع كردند.
و ابو حمزه از مجاهد از ابن عباس روايت كرده كه قريش اجتماع كردند و گفتند اگر محمد داخل مسجد الحرام شود همگى يك دفعه بر او حمله نموده و او را بكشيم، پس پيغمبر ٦ وارد شد و خدا از پيش رو و پشت سرشان حجابى و سدّى قرار داد كه او را نديدند، پس نماز خواند سپس نزد آنها آمد و خاك بر سرشان افشاند و ايشان او را نميديدند، پس چون از آنها دور شد و خاك را ديدند گفتند اين سحر پسر (ابى كبشه)" يعنى فرزند زاده عبد المطّلب است"
تفسير:
((يس)) بتحقيق سخن در اوّل سوره بقره درباره حروف معجمه و مقطعه قرآن گذشت و اختلاف اقوال درباره آنها.
ابن عباس نيز گويد: معناى (يس) يا انسان است، و بيشتر مفسّرين همين معنا را گفتهاند، حسن و ابو العاليه گفتهاند: معنايش يا رجل است.
سعيد بن جبير و محمد الحنفيه گفتهاند: معنايش يا محمد است، و بعضى گفتهاند، معنايش: يا سيد الاوّلين و الآخرين است.
على بن ابى طالب و امام محمد باقر ٨ فرمودهاند آن يكى از نامهاى پيغمبر" ص" است و ما در پيش روايت در آن را ياد كرديم.