ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٥٣ - دليل
٤٤- آيا در زمين سير نميكنيد تا بنگرند كه سرانجام آنانى كه پيش از اين بودهاند چگونه بود و آنان از نظر توانايى سختتر از ايشان بودند و هيچ چيز در آسمانها نيست و نه در زمين كه خداى را عاجز گرداند زيرا كه او دانايى تواناست.
٤٥- و اگر خداى تعالى مردم را بجزاى كارهايى كه ميكنند مؤاخذه كردى هيچ جنبندهاى را بر پشت زمين نگذاشتى و لكن هلاكت ايشان را تا وقت نامبرده پس مياندازد و چون وقت هلاك ايشان بيايد البتّه خداى تعالى بحال بندگان خويش بيناست.
قرائت:
حمزه تنهايى (و مكر السيئ) بسكون همزه خوانده و ديگران بجز آن قرائت كردهاند.
دليل:
زجاج گويد: سكون اين همزه نزد بصرىها غلط است و فقط در ضرورت شعرى در حال اضطرار جايز ميدانند، و انشاد كردهاند
|
اذا اعوجن قلت |
صاحب قوم |
|
هنگامى كه منحرف و از راه راست عدول كردند گفتم اى صاحب قوم را كه در اصل يا صاحب قوم لكن ضرورت شعرى آن را حذف نموده و نيز انشاد كردهاند:
|
فاليوم اشرب غير مستحقب |
انّما من اللَّه و لا واغل |
|
پس امروز مينوشم بدون آنكه مرتكب گناهى شوم از خداى تعالى و نه داخل در گناهى باشم و ابو العباس مبرّد سروده
|
اذا اعوججن |
قلت صاخ قوم |
|
ضرورت شعر