ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩ - تفسير
قتاده گويد: يعنى دلها از جاى خود كنده شد و اگر نبود كه گلو و حلقوم تنگى از آن ميكرد كه بيرون رود، هر آينه بيرون ميرفت.
ابو سعيد خدرى گويد: روز خندق گفتيم اى رسول خدا بفرما ما چه بگوئيم، بحقيقت جان ما بگلو رسيد، فرمود بگوئيد: اللّهم استر عوراتنا، و آمن روعاتنا، بار خدايا مستور و مصون دار ناموس ما را و ايمن فرما وحشت ما، گويد پس آن را خوانديم، پس چهرههاى دشمنان خدا بسبب باد تندى زده شد، پس فرار كردند.
فراء گويد: معناى( بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ) چنين است يعنى آنها ترسيدند و بيشترشان بجزع افتادند، و شخص ترسو و جبان هر گاه ترسش سخت شد كبدش باد ميكند و وقتى كبد متورّم شد جان بگلو ميرسد.
(وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا) يعنى گمانهاى شما دگرگون و مختلف- خواهد بود، پس بعضى از شما گمان نصر و يارى خدا را ميبرد و برخى هم از خدا مأيوس و نااميد ميشود.
حسن گويد: يعنى گمان مبريد گمانهاى مختلف منافقين خيال ميكنند كه محمد ٦ مستأصل و بيچاره ميشود و مؤمنين گمان ميكنند كه آن حضرت يارى ميشود.
و بعضى گفتهاند: افرادى كه ضعيف القلب و ايمان بودند مثل منافقين فكر ميكردند، لكن اين معنى وارد نشده.
و بعضى گفتند: كه اختلاف گمان آنها اين بود كه بعضى گمان ميكردند كه كفّار غالب ميشوند، و بعضى گمان ميكردند كه ايشان بر شهر مدينه مستولى ميشوند، و بعضى گمان ميكردند كه جاهليّت عود خواهد نمود