ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٥ - تفسير
دليلهاى ما خوانده ميشد( (بَيِّناتٍ)) دليلها و آيههاى روشن از قرآنى كه نازل بر پيامبرمان نموديم.
((قالُوا)) گفتند در آن موقع( ما هذا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَنْ يَصُدَّكُمْ) نيست اين پيغمبر ٦ مگر مردى كه ميخواهد شما را باز دارد، يعنى منع نمايد شما را.
(عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُكُمْ) از آنچه را كه پدرانتان ميپرستيدند، و چون دليل محكومشان نمود برگشتند به تقليد پدرانشان( وَ قالُوا ما هذا) و گفتند اين قرآن نيست،( (إِلَّا إِفْكٌ)) مگر دروغ( (مُفْتَرىً)) كه آن را بسته و نسبت داده است.
(قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِ) و گفتند آنهايى كه كافر بحق يعنى قرآن شدند( لَمَّا جاءَهُمْ إِنْ هذا) وقتى قرآن بر ايشان آمد كه اين نيست( (إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ)) مگر جادويى و سحرى آشكار، آن گاه خداوند خبر داد كه ايشان از روى برهان و دليل نگفتهاند، پس فرمود:
(وَ ما آتَيْناهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَها) يعنى ما هرگز براى مشركين قريش كتابى نداديم كه آن را بخوانند پس بفهمند به سبب خواندن آن كه آنچه تو آن را آوردهاى حق است و يا باطل، و فقط ايشان تو را از روى هواى نفس بدون هيچ دليل و برهانى تكذيب ميكنند.
(وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ) و ما نفرستاديم پيش از تو بسوى ايشان هيچ پيامبر و ترسانندهاى كه امر كند ايشان را بتكذيب كردن تو و خبر دهد ايشان را به بطلان قول تو يعنى ايشان در تكذيب تو برنميگردند مگر بجهل و نادانى و دشمنى و پيروى هوا و هوس خود، سپس آنها را خبر داد از بدى عاقبت كسانى كه تكذيب پيامبران قبل از خود را نمودند براى