ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٦ - داستان اعدام بنى قريظه
هر كدام را خواستيد اختيار كنيد، گفتند آن كدام است؟ گفت: اوّل با اين مرد (يعنى پيامبر اسلام ٦ بيعت نموده و او را تصديق نمائيم زيرا به خدا سوگند بر شما قطعا ثابت و روشن شده كه آن پيامبر مرسل خداست و او آنست كه در كتبتان (تورات) ياد شده، پس جانتان و اموالتان و زنان خود را به سبب ايمان باو تأمين نمائيد.
گفتند ما هرگز حكم تورات را رها نكنيم و هيچگاه كتاب ديگرى را بر او اختيار ننمائيم.
گفت، پس اگر اين را نمىپذيريد، پس بيائيد كودكان و زنان خود را بكشيم سپس بيرون رويم و با محمد و يارانش مردانه با شمشيرهاى كشيده پيكار و جنگ كنيم، و چيز مهمّى پشت سر ما نباشد كه ما را مشغول نمايد تا خدا بين ما و محمد حكم فرمايد، پس اگر كشته شديم ديگر زن و بچه نداريم كه غصه اسيرى آنها را بخوريم و اگر ما زنده مانده و پيروز شديم زن و فرزند پيدا خواهيم كرد.
گفتند اين بيچارهها را بكشيم، پس خيرى ديگر در زندگى بعد از ايشان نيست.
گفت پس هر گاه اين را هم قبول نكرديد امشب شب شنبه است شايد محمد و يارانش از ما ايمن باشند در اين شب، پس از قلعه بيرون رويم، و شبيخون بزنيم شايد بطور ناگهانى حظّى از ايشان بهره ما شود گفتند پس سنت خود را فاسد كنيم و كارى كه گذشتگان ما كردند در تغيير و ابطال سنّت پس مسخ شدند ما انجام دهيم تا بسرنوشت آنها مبتلا شويم.
گفت، پس مردى از شما از اوّل ولادتش شبى را استوار و راسخ نبوده