فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٢ - نماز خوف در قرآن روح اللّه ملكيان
ننويسيد». نيز در پانزده موردى كه «لا جُناح» در قرآن آمده است ، همه صريح در رخصت است و كسى هم قائل به وجوب در اين پانزده مورد و آيه ٢٨٢ سوره بقره نيست، بلكه بعضى مثل گناباد در بيان السعاده (١٩)بعد از جمله {فَلَيسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوه } گفته اند : «و اين جمله بر اين دلالت مىكند كه امرهاى قبلى براى وجوب بوده است» . آقاى مكارم شيرازى نيز در تفسير نمونه فرموده : تعبير {فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ } ، يعنى چيزى كه مانع از نوشتن قراردادهاى نقدى هم شود، نيست».
نه در اين آيه و نه در غير آن، قرينهاى براى برگرداندن آن از اين مدلول صريح وجود ندارد. از اين جهت ، ادعاى دلالت اين جمله بر وجوب، بر خلاف صريح الفاظ آن است. آرى، اگر آيه ديگرى بر وجوب عمل ترخيصى دلالت كند، بايد قائل به وجوب آن شد؛ زيرا بين دلالت «لا جناح» و «فليس جناح» بر جواز عملى، با دلالت آيه ديگرى بر وجوب آن منافاتى نيست؛ چرا كه الزام (وجوب) و رخصت (جواز) قابل جمعاند . پس دلالت آيه بر وجوب، قرينهاى براى برگرداندن «لا جُناح» از مدلول صريح آن نيست تا مجبور شويم از ظاهر يكى از دو آيه دست برداريم، بلكه آيه دوم حكم ديگرى است و در مرحله ديگرى تشريع شده است؛ همانند سعى صفا و مروه كه خداوند فرموده است :
{اِءنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَو اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ } ؛ (٢٠)
همانا صفا و مروه از نشانه هاى خداست. پس كسى كه حج كند خانه خدا را يا عمره به جا آورد، پس نيست گناهى بر او كه طواف كند به آن دو و هر كه به رغبت خوبى كند، پس همانا خداوند شكر پذير و داناست.
اين آيه به صراحت دلالت بر جواز سعى بين صفا و مروه دارد. دو آيه ديگر در
(١٩) ج١، ص٢٤٠ .
(٢٠) سوره بقره، آيه ١٥٨.