فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٨ - بيعت (١) آیة الله محمد مؤمن قمى
الهى اسلامى مؤثر است، بلكه با نظر دقيق مىتوان گفت: آنچه موجب حصول و ايجاد اين قدرت مىشود، فقط حضور افرادى است كه ولىّ امر را مساعدت و يارى و فرمان او را اجرا مىكنند، اگر چه بيعتى هم در كار نباشد. نهايت امر آن است كه بيعت، مقدمهاى است براى اين حضور و امتثال امر.
سخن حضرت امير(ع) در ذيل خطبه شقشقيه نيز به همين مطلب و نتيجه اشاره دارد. ايشان مىفرمايند:
أما والّذي فلق الحبّة و برأالنسمة لولا حضور الحاضر و قيام الحجّة بوجود الناصر وما أخذ اللّه على العلماء أن لايقارّوا على كظّة ظالم و لاسغب مظلومٍ لألقيتُ حبلها على غاربها و لسقيتُ آخرها بكأس أوّلها ولألفيتم دنياكم هذه أزهد عندي من عفطة عنزٍ؛ (٣)
سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و جان را آفريد، اگر حضور فراوان بيعت كنندگان نبود و ياران حجت را بر من تمام نمىكردند و اگر خداوند از علما عهد و پيمان نگرفته بود كه برابر شكم بارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان، سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته، رهايش مىساختم و آخر خلافت را به كاسه اوّل آن سيراب مىكردم. آنگاه مىديديد كه دنياى شما نزد من از آب بينى بزغالهاى بى ارزشتر است.
اين قسمت از كلام حضرت در برگيرنده دو امر مهم در مسأله ولايت اسلامى است كه با اجتماع آن دو، تكليف بر ولىّ امر منجّز و فعلى مىگردد:
اوّل: حضور افرادى كه به سبب يارى و نصرت آنها، حجت بر ولىّ امر تمام مىشود. ولىّ امر اگر چه به تنهايى قادر به اقامه اهداف الهى نيست ولى حضور مردم با آمادگى امتثال اوامر او، موجب حصول قدرت بر ايجاد اين اهداف مىشود. در عبارات حضرت از اين معنا به «حضور حاضر و وجود ناصر» تعبير شده است. اگر چه اين كلام امام(ع) بعد از حكايت چگونگى بيعت مردم با ايشان براى خلافت آمده است، ولى
(٣) نهج البلاغه ذيل خطبه ٣، تمام نهج البلاغه، خطبه ٢٣، ص٣٠٩.