فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨١ - فقه در نگاه روشنفكران (٢) مسعود امامی
پژوهشگر و دانشمند غرب شناس دانست. ضعفها و كاستىهاى جريان روشنفكرى در بدو پيدايش هر چند طبيعى بود و خلاف انتظار نبود، اما پيدايش اين مولود ناتوان و ناقص، توابع قهرى و ناخوشايندى به همراه داشت كه مىبايست آنها را مورد كاوش قرار داد. از جمله نقاط ضعف جنبش روشنفكرى در آن عصر، عدم آگاهى عميق آنان از مبانى و زير ساختهاى فرهنگ و تمدن غرب و سير پيدايش و بالندگى آن است. اگر بر اين نقطه ضعف، عدم آگاهى عميق و همه جانبه بيشتر آنان از مبانى و مفاهيم سنّت ملى و اسلامى جامعه را ضميمه كنيم، نتيجه اين خواهد بود كه جريان روشنفكرى در چالش ميان سنّت و تجدّد در جامعه ايران، بدون آگاهى عميق از اين دو مقوله، برداشتى سطحى از اين رويارويى داشته است و درنتيجه بعضى يا بسيارى از راه حلّهاى ارائه شده آنان نيز نه تنها سبب رشد و بالندگى جامعه نمىگرديد، بلكه چون از مبانى استوارى برخوردار نبود بر مشكلات جامعه مىافزود. اصرار روشنفكران بر تغيير الفبا، نمونه روشنى از سطحى نگرى آنان نسبت به دو تمدن اسلام و غرب بود.
نكته ديگرى كه پيش از اين نيز به آن اشاره شد، اصالت يافتن فرهنگ غربى نزد بسيارى از روشنفكران بود كه موجب مىشد در مقام حلّ چالش ميان فرهنگ اسلامى و غربى و نزديك كردن آن دو به يكديگر، اسلام قربانى گردد و در اين رويارويى، هرگونه تأويل، انعطاف، تغيير و بلكه تحريف، نصيب اسلام شود.
ضعف اخلاقى و عدم صداقت جمعى از روشنفكران نيز سبب مىشد كه آنان با وجود درك سطحى خود، حتى آن مقدار كه از نقاط اشتراك و افتراق دو فرهنگ دينى و غربى را هم كه فهميده بودند، گاهى از مردم پنهان دارند و آنان را به بيراهه سوق دهند.
انديشه مشروطيت كه پديدهاى غربى بود، در چنين بسترى به جامعه ايران عرضه شد و فضايى وهم آلود و غير شفاف را در جامعه ايران پديد آورد و زمينه ساز مهمترين و شديدترين صف آرايى فقيهان شيعه در مقابل هم گرديد.