فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٧ - فقه در نگاه روشنفكران (٢) مسعود امامی
طالبوف بر اين باور بود كه كوشش او «در اين فقره از آرزو گذشته و به محروسه افراط و تفريط داخل شده و در آن ورطه گمراه گشته» است. او بر هم فكران جلال الدين ميرزا تنبّه مىدهد كه «زبان فارسى حلاوت حاليه خود را از تركيب الفاظ عربى پيدا كرده است». (٣٦)
رجال و روحانيان
ميرزا عبدالرحيم طالبوف در آثارش بر شاه دوستى يا به قول خودش «سلطان پرستى» تأكيد مىكند و در كنار مسلمانى و وطن دوستى، آن را از اركان شخصيّت فرد ايرانى مىشمارد (٣٧) و گاهى مدّاح پادشاه وقت نيز مىگردد (٣٨)، اما در نامههاى خصوصىاش از كنايه به شاه نيز فرو گذار نيست. (٣٩) او به رجال و دولت مردان ايران به سختى مىتازد و «بى علمى، بى تجربى و طلا دوستى» و «اغراض شخصيّه» آنان را مايه بسيارى از نابسامانىهاى ايران مىداند (٤٠) و تنها از امير كبير به نيكى ياد مىكند و بر اين باور است كه «در ايران جز امير كبير متوفّى از وزراء و صدور شخص تاريخى طلوع ننمود». (٤١) گاه، چنان از قحط الرجال در ايران به تنگ مىآيد كه با چشمهاى گريان آرزو مىكند كه آن موعود الهى «... همان شخص اولوالعزم بيرون آيد، دست غيبى معاون او بشود، حقيقت اسلام ظهور نمايد و دجّال مغرضين مقتول گردد و معنى {يملاء اللّه الارض قسطاً و عدلاً } بعد ما ملئت ظلماً و جوراً مشهور و محسوس» شود. (٤٢)
(٣٦) طالبوف، مسالك المحسنين، ص ٢٧٧.
(٣٧) طالبوف، سفينه طالبى، ج٢، ص٩٠؛ ايضاحات در خصوص آزادى، ص٦٩؛ مسالك المحسنين، ص٢٥١.
(٣٨) طالبوف، ايضاحات در خصوص آزادى، ص ٩؛ آزادى و سياست، ص ٢٠٧.
(٣٩) طالبوف، آزادى و سياست، ص٥٢.
(٤٠) طالبوف، سفينه طالبى، ج٢، ص٨٠؛ مسائل الحيات، ص ١٣٢؛ آزادى و سياست، ص٢١٠، ٢١٦، ٢٣٢.
(٤١) طالبوف، آزادى و سياست، ص٢٢٠.
(٤٢) همان، ص٢٣٨.