فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٧ - روزه نگرفتن در سفر از منظر كتاب و سنت آیة الله جعفر سبحانى
دو نمونه از آنها را ذكر مىكنيم:
١ ـ روايت مرسلهاى از عطريف بن هارون:
دو نفر مسافرت كردند يكى از آنها روزه گرفت و ديگرى افطار كرد، نزد رسول خدا(ص) جريان را گفتند، رسول خدا(ص) فرمود: هر دو درست عمل كردند. (٤٨)
٢ ـ روايت مرسلهاى از ابى عياض:
رسول خدا(ص) دستور داد تا در ميان مردم ندا سر دهند هر كس مىخواهد روزه بگيرد و هر كس مىخواهد افطار كند. (٤٩)
اين روايات مرسله هستند و نمىتوان به آنها استدلال كرد. (٥٠) همچنانكه روايت ابن حزم از عايشه كه: «او در سفر هم روزه مىگرفت و هم نماز را تمام مىخواند» (٥١)، حاكى از اجتهاد عايشه است و در صورتى كه اين جريان پس از سال فتح مكه اتفاق افتاده باشد، نمىتوان به آن استناد كرد.
خلاصه سخن:
برخى از اين روايات صراحت ندارند كه روزه در ماه رمضان بوده است. برخى ديگر كه صراحت دارند روزه ماه رمضان بوده است، صراحت ندارند كه مربوط به بعد از سال فتح مكه بوده است. برخى ديگر ضعيف السند هستند و نمىتوان به آنها استناد كرد.
بر فرض كه اين روايات بر جواز دلالت كنند، بين اين روايات و رواياتى كه صراحت دارند روزه نگرفتن در سفر واجب است، تعارض روى مىدهد و با وجود تعارض، نوبت به مرجحات مىرسد و اوّلين مرجح، موافقت با قرآن است. با توجه به اين كه آيات قرآنى دلالت دارند كه روزه نگرفتن در سفر، واجب است، بديهى است كه روايات دسته اوّل موافق قرآن محسوب مىشوند.
(٤٨) المحلّى، ج٦، ص٢٤٧.
(٤٩) همان، ص٢٤٨.
(٥٠) همان، ص٢٤٧ .
(٥١) همان.