فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨ - وضو در پرتو كتاب و سنّت
اگر «أرجلكم» را به اعراب جرّ قرائت كنيم، بدان معنا نيست كه پاها را بايد مسح كرد؛ چنان كه برخى تصوّر كردهاند؛ به چند دليل، از جمله: پيشينيان كه چنين قرائت كردهاند، خود گفتهاند: حكم مسئله، به شستن پاها تغيير يافته است. (١)
اين قول هم باطل است؛ زيرا اگر آنچه ابن تيميه گفته، درست باشد، لازمهاش اين است كه پيشينيان قرآن را رها كرده، به چيزى كه موافق قرآن نيست، تمسّك كرده باشند. اگر كسى بگويد بازگشت آنها از مسح به شستن، به سبب نسخ آيه وضوست، در پاسخ مىگوييم: چنان كه گذشت، قرآن با خبر واحد نسخ نمىشود و اگر قبول كنيم قرآن با خبر واحد نسخ مىشود، در پاسخ مىگوييم كه چيزى از سوره مائده نسخ نشده است.
شگفت اين كه ابن تيميه آن جا كه دليل هفتم را بيان مىكند، سخن خود را نقض كرده، مىگويد:
در تيمّم كه در وقت ضرورت به عنوان بدل وضو وضع شده است، بخشى از اعضاى وضو حذف و بخشى ديگر تخفيف داده شده است؛ زيرا آنچه بايد در وضو مسح شود، در تيمّم حذف شده و آنچه بايد در وضو شسته شود، در تيمّم بايد مسح شود. (٢)
در صورتى كه مىدانيم حكم پاها در تيمّم حذف شده است، اگر اعضايى كه در وضو بايد مسح شود، در تيمّم حذف شده باشد؛ لازمه سخن آن است كه حكم پاها مسح باشد تا حذف آن در تيمّم صحيح باشد؛ زيرا اگر حكم پاها شستن بود، نبايستى در تيمّم حذف مىشد، بلكه بايستى مثل صورت و دستان، مسح مىشد.
٦. تعيين حد، نشانه شستن
شيخ اسماعيل حقّى بروسوى، نظريه شستن پاها را تأييد كرده و استدلال نموده كه مسح در هيچ جا به حد و مرزى محدود نشده و فقط مواردى كه بايد شسته شود، داراى حدودى معين است.
(١) تفسير المنار، ج٢، ص٣٨٦.
(٢) تفسير كبير، ج٤، ص٤٨.