فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤ - وضو در پرتو كتاب و سنّت
اوّلاً، ايشان چگونه ادعا مىكند كه آيه اجمال دارد، در حالى كه از دلالتى آشكار برخوردار است؟ آيه در صدد بيان وظيفه عموم نمازگزاران به هنگام اقامه نماز است و در اين گونه موارد بايد مراد واضح باشد و غير از يك معنا، معناى ديگرى محتمل نباشد. به نظر مىرسد فرار از ظاهر آيه كه نشان مىدهد بايد پاها را مسح كرد، نه شست و شو داد، وى را وادار كرده كه به اجمال آيه قائل شود.
ثانياً، ديدگاه وى كه شستن پاها شامل مسح هم مىشود، بر خلاف مسح كه شامل شستن نمىشود، صحيح نيست؛ زيرا مراد از شستن در اين بحث، ريختن آب بر عضوى است كه بايد شسته شود؛ همچنان كه مراد از مسح در اين مورد، كشيدن دست تر بر عضوى است كه بايد مسح شود. با اين حساب، شستن و مسح كردن، دو فريضه مختلف بوده كه هريك غير از ديگرى است. بنابراين نه شستن، جاى مسح را مىگيرد و نه مسح، جاى شستن را.
ثالثاً، «ادّعاى مسلمانان اتفاق دارند اگر كسى پايش را بشويد، واجبش را انجام داده و از آيه رفع ابهام مىشود» يك نوع مصادره است؛ زيرا چگونه ادّعاى اتّفاق مىكند، در حالى كه بين صحابه و تابعين كسانى كه به مسح قائل هستند ـ و نام همه آنها خواهد آمد ـ تعدادشان از قائلان به لزوم شستن پاها كمتر نيست؟ اماميه كه يك چهارم مسلمانان را تشكيل مىدهند، قائلند شستن پاها باطل است و بايد آنها را مسح كرد؛ پس اتفاق همه مسلمانان بر شستن چگونه ممكن است؟
٢. نسخ قرآن به واسطه سنّت پيامبر (ص)
گروهى معتقدند كه دلالت آيه وضو بر مسح، روشن است و قول به عطف «أرجلكم» بر «وجوهكم» باطل است. اينان مىگويند:
البته نمىشود بين معطوف و معطوفٌ عليه، خبرى كه از معطوف خبر ندهد، واسطه شود؛ زيرا اين كار، گمراه كردن مخاطب و به اشتباه انداختن اوست، نه بيان حكم شرعى براى او. هرگز نبايد گفت: «ضربتُ محمداً و زيداً و مررت بخالد و عمرواً» و