فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢ - وضو در پرتو كتاب و سنّت
ثانياً، اعراب جرّ به سبب مجاورت در صورت استعمال در كلام فصيح، يا به جهت ضرورت شعر است و يا به اين جهت است كه طبع انسان، مشابهت را بين دو لفظى كه در كنار هم هستند، مىطلبد اما هيچ يك از اين دو جهت در اين آيه وضو وجود ندارد ؛ يعنى نه ضرورت شعرى وجود دارد و نه طبع انسان قبول مىكند كلمه «أرجلكم» اعراب اصلى خود را از دست بدهد و اعراب جرّ بگيرد.
ثالثاً، جرّ به سبب مجاورت، در صورتى جايز است كه احتمال اشتباه وجود نداشته باشد. همان طور كه در مثال معروف بود؛ زيرا كلمه «خرب» حتى اگر مجرور باشد، صفت «حجر» است، نه صفت «ضبّ» اما در آيه چنين نيست؛ زيرا قرائت جرّ موجب اشتباه مىشود؛ به اين معنا كه اگر در واقع شستن پاها لازم باشد، اعراب جرِّ كلمه «أرجلكم» به سبب مجاورت با كلمه «رؤسكم» اين توهم را در انسان ايجاد مىكند كه كلمه «أرجلكم» بر «رؤسكم» عطف شده و حكم پاها همچون سر، مسح است، نه شستن؛ زيرا مخاطب متوجه نمىشود جرّ كلمه «أرجلكم» به سبب مجاورت است، نه به سبب عطف بر «رؤسكم». بنابراين دليلى ندارد كه اين نوع از جرّ را كه ظاهر آن با مراد گوينده در تضاد است، اِعمال كنيم.
رابعاً، اعراب جرّ به سبب مجاورت، تنها در وصف و بدل و امثال اين دو ثابت شده است، نه در معطوف.
از بحث مفصّل گذشته آشكار شد كه قول به لزوم مسح، به راحتى و بدون هيچ گونه تأويل، با هر دو قرائت، انطباق دارد، اما قول به لزوم شستن چنين نيست؛ زيرا اين قول نه با قرائت نصب سازگار است و نه با قرائت جرّ.
اجتهاد در مقابل نص
آفت فقه اين است كه فقيه در مقابل نص، به امور اعتبارى و ادله استحسانى تمسّك كند؛ زيرا اين امور با مذهبى كه تعبّد به نص را لازم مىداند، در تضاد است. بنابراين مسلمان به نصّ (با هر دلالتى كه دارد) متعبّد است و هيچ گاه رأى خويش را بر كتاب خدا و سنّت